المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٠٧٣ - مبحث ابدال
فعل معتلّ العينى كه بروزن فعال نباشد چنانچه مصنّف به آن اشاره كرده و مىگويد:
وزن فعل از معتلّ العين غالبا صحيح است مانند حول.
شارح گويد:
يعنى فعل معتلّ العينى كه مصدرش بروزن فعال نبوده بلكه بروزن « فعل » باشد چنين مصدرى صحيح بوده و در آن قلب صورت نمىگيرد مانند:
حول كه مصدر حال است و چنانچه ملاحظه مىكنيم « واو » در آن به ياء قلب نشده است.
مصنّف گويد:
و جمع اسمى كه عين الفعلش معتلّ يا ساكن بوده محكوم به همين اعلال مىباشد.
شارح گويد:
مقصود اينست كه هراسمى كه جمعش داراى عين الفعل معتلّ يا ساكن بوده و پهلوى آن الف درآمده باشد محكوم به اعلال مذكور يعنى قلب واو به ياء مىباشد مانند: دار كه جمعش ديار بوده يا ثوب كه جمع آن ثياب مىباشد.
در ايندو مثال اصل ديار دوار و ثياب ثواب بوده است و چون هردو واجد شرط مزبور مىباشند لاجرم واو به ياء قلب گرديد.
بخلاف جمعى كه عين الفعلش صحيح بوده همچون: طويل كه جمعش طوال مىباشد چه آنكه مفرد آن يعنى طويل اگر چه عين الفعلش واو است ولى چون اعلال نشده و تغيير نيافته لاجرم حرف صحيح محسوب مىشود از اينرو در جمعش نيز واو به ياء قلب نشده و نيز بخلاف اسمى كه عين الفعلش ساكن بوده و در جمعش الف پهلوى آن نيامده باشد چنانچه مصنّف به آن اشاره كرده و مىگويد:
ادباء « فعلة » را صحيح و بدون اعلال آوردهاند.
شارح مىگويد:
لذا در جمع « كوز » مىگويند « كوزة » و چنانچه ملاحظه مىكنيم چون در جمع الف پهلوى واو نيامده آن را به ياء قلب نكردهايم.
مصنّف گويد:
و در « فعل » دو وجه جايز است.
شارح گويد:
مقصود از (دو وجه) اعلال و تصحيح مىباشد.