المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٧١١ - مبحث«لو»
لو كان إنسانا لكان حيوانا» و يثبت إن لم يناف الأوّل و ناسبه إمّا بالأولى نحو: «نعمالعبد صهيب لو لم يخف اللّه لم يعصه» أو المساوى نحو: « لو لم تكن ربيبتى فى حجرى ما حلّت لى، إنّها لابنة أخى من الرّضاعة» أو الأدون كقولك: « لو انتفت أخوّة الرّضاع ما حلّت للنّسب».
( و يقلّ إيلاؤها مستقبلا) معنى (لكن قبل) إذا ورد نحو:
|
و لو أنّ ليلى الأخيليّة سلّمت |
علىّ و دونى جندل و صفائح |
|
|
لسلّمت تسليم البشاشة أوزقى |
إليها صدى من جانب القبر صائح |
ترجمه و شرح:
مبحث «لو»
مصنّف گويد:
كلمه « لو » حرف شرط در زمان ماضى است.
شارح گويد:
اين كلمه به مقتضاى اينكه حرف شرط است داراى شرط و جزاء است، شرط تالى و بعد از آن واقع شده و جزاء تالى شرط قرار مىگيرد.
و طبق آنچه مصنّف در شرح كافيه آورده مقتضاى « لو » دو چيز است باين شرح:
الف: آنكه تالى آن يعنى شرط ممتنع است.
ب: آنكه تالى شرط يعنى جواب مستلزم شرط مىباشد يعنى از ثبوت شرط ثبوت آن لازم مىآيد.
ولى بايد توجّه داشت كه « لو » به هيچ وجه متعرّض نفى تالى شرط (جواب) نمىباشد.
وى (مصنّف) در شرح كافى گفته:
بنابراين در مثال: لو قام زيد لقام عمرو (اگر زيد مىايستاد عمرو نيز مىايستاد) قيام زيد محكوم بانتفاء بوده چنانچه از ثبوتش ثبوت قيام براى عمرو لازم مىآيد و امّا اينكه: آيا براى عمرو قيام ديگرى غير از قيامى كه لازمه قيام زيد است ثابت بوده يا ثابت نيست ابدا « لو » متعرّض آن نمىباشد.
سپس شارح گويد:
شرح و بيانى كه از مصنّف در شرح كافيه گذشت از حيث تحقيق محقّقانهتر از بيان ديگران بوده و از جهت شمولش نسبت به صورى كه متصوّر است اشمل از گفته