المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٦٨٠ - عوامل نصب
مىگوئى: لا تدن من الاسد تسلم (نزديك شير نر و تا سالم بمانى).
در اين مثال « فاء » را از ابتداء « تسلم » برداشته لذا اگر « ان » قبل از « لا تدن» بياوريم معنايش همان است كه قبلا بود زيرا در اين فرض معنا چنين مىشود:
ان لا تدن من الاسد تسلم (اگر نزديك شير نروى سالم مىمانى).
بخلاف اينكه بگوئى:
لا تدن من الاسد يأكلك) نزديك شير نرو كه تو را مىخورد).
در اين مثال « يأكلك » را نمىتوان مجزوم به « ان » مقدّره نمود زيرا اگر « ان » شرطيّه را قبل از « لا تدن» آورده و بگوئيم:
ان لا تدن من الاسد يأكلك، معنا اينست كه:
اگر نزديك شير نروى تو را مىخورد.
پرواضح است كه اين معنا با معناى قبل از آن مخالف است لذا در مثال مذكور « يأكلك » را نمىتوان مجزوم ساخت ولى كسائى چون شرط ياد شده را منكر است جزم آنرا تصحيح كرده.
مصنّف گويد:
اگر امر به غير صيغه « افعل » باشد پس مضارع را در جواب آن منصوب مكن بلكه مجزوم شدنش را بپذير و قبول نما.
شارح گويد:
امر به غير صيغه « افعل » همچون امرى كه به لفظ خبر بوده يا اسم فعلى كه معناى امر را دارا است و حاصل آنكه فعل مضارعى كه در جواب چنين امرى باشد به « ان » مقدّره منصوب نمىشود و اين رأى مشهور از ادباء است، امّا كسائى با ايشان به مخالفت برخاسته و نصب آن را اجازه داده است مشهور گفتهاند فعل مضارع مزبور را بايد مجزوم ساخت چه آنكه اجماع برآن قائم است مانند:
حسبك الحديث ينم النّاس (سخن گفتن را بس كن مردم مىخوابند).
شاهد در « ينم » است كه در جواب « حسبك » واقع شده و « حسبك » خبرى است كه معناى امر دارد لذا « ينم » مجزوم مىباشد چه آنكه اصلش « ينام » است و در حال جزم « الف » به التقاء ساكنين حذف شده است.
و مانند: صه احدثك (سكوت كن، من براى تو سخن گويم).