تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٨٩٥
او خواهند بود».
٦٢. باب در بيان امورى كه حجّت امام عليه السلام را ثابت مىگرداند
٧٤٧/ ١. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد، از ابن ابى نصر روايت كرده است كه گفت:
به خدمت ابوالحسن حضرت امام رضا عليه السلام عرض كردم كه: چون امام از دنيا برود، امامى كه بعد از اوست، به چه چيز شناخته مىشود؟ فرمود كه: «امام را علاماتى چند است: از جمله آنها، آن است كه از همه فرزندان پدرش بزرگتر باشد، و در او فضل (كه مراد از آن، صلاح و كمال نفس و علم به شرايع است) باشد، و وصيّت ظاهره به او تعلّق گرفته باشد، و سواران كه وارد شهر مىگردند و مىگويند كه فلان كس به سوى كى وصيّت كرده، همه كس بگويند كه:
به سوى فلان. و سلاح پيغمبر در ميان ما، به منزله تابوت است در ميان بنىاسرائيل، و امامت با سلاح مىباشد، در هر جا كه باشد».
٧٤٨/ ٢. محمد بن يحيى، از محمد بن حسين، از يزيد شَعَر، از هارون بن حمزه، از عبدالأعلى روايت كرده است كه گفت: به خدمت امام جعفر صادق عليه السلام عرض كردم كه: آنكه بر اين امر مستولى مىشود و آن را ادّعا مىنمايد، چه حجّت بر او مىتوان آورد كه امامتش معلوم شود؟ فرمود كه: «از او سؤال مىشود از حلال و حرام خدا». راوى مىگويد كه: بعد از آن، حضرت رو به من آورد و فرمود كه: «سه حجّت است كه در كسى جمع نمىشود، مگر اينكه آن كس صاحب امر امامت باشد: يكى آنكه سزاوارترين مردمان باشد نسبت به آن كه پيش از او بوده (يعنى: از همه كس به او نزديكتر باشد). دويم آنكه سلاح رسول صلى الله عليه و آله در نزد او باشد. سيم آنكه صاحب وصيّت ظاهره باشد، كه چون در مدينه رسول صلى الله عليه و آله يا در شهر او، وارد شوى، سؤال كنى، عامّه مردمان و كودكان را از امامت، كه فلان كس به سوى كى وصيّت كرده، بگويند كه: به سوى فلان پسر فلان».
٧٤٩/ ٣. على بن ابراهيم، از پدرش، از ابن ابى عمير، از هشام بن سالم و حفص بن بخترى، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه گفت: به آن حضرت عرض شد كه: امام به چه چيز شناخته مىشود؟ فرمود: «به وصيّت ظاهره، و به فضل (به آن معنى كه مذكور شد).
به درستى كه امام، بايد كه چنان باشد كه كسى نتواند كه بر او طعنه زند در باب دهان و شكم و فرج، كه گفته شود كه: دروغگو است، و مالهاى مردم را مىخورد، و آنچه شباهت به اين