تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٢١٧
به حسب آخرت).
١٨٨/ ٦. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد، از ابن فَضّال، از ثعلبة بن ميمون، از آنكه او را حديث كرده، از مُعلّى بن خُنيس روايت كرده است كه گفت: امام جعفر صادق عليه السلام فرمود كه:
«هيچ امرى نيست كه دو نفر در آن با هم مخالفت كنند، مگر آنكه آن را اصلى است در كتاب خداى عزّوجلّ، وليكن عقلهاى مردان به آن نمىرسد».
١٨٩/ ٧. محمد بن يحيى، از بعضى از اصحاب خويش، از هارون بن مسلم، از مَسعدة بن صَدقه، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه آن حضرت فرمود كه: «امير المؤمنين عليه السلام فرمود كه: اى گروه مردمان، به درستى كه خداى تبارك و تعالى رسول خويش را به سوى شما فرستاد و كتاب خود را به سوى فرود آورده و از آن رسول و كسى كه او را فرستاده در هنگامى رسولان و پيغمبران فتور و انقطاعى به هم رسانيده و امتها در طول خفتن و غفلت بودند و جهل انبساطى داشت و فتنه پيش آمده بود، و آنچه محكم در هم بافته بود، از هم باز شده و همه از ديدن حق كور و نابينا بودند، و ستمكاران از راه به در رفته بودند، و دين باطل شده و اثر آن بر طرف گرديده بود، و آتش جنگها زبانه مىكشيد، و در هنگامى كه مرغزار و بوستان و باغهاى دنيا زرد گرديده و شاخهاى درختان آن خشكيده و برگهاى آن پراكنده شده بود، از ميوههاى آنها نوميد بودند، و آب آنها به زمين فرو رفته و نشانهاى هدايت مندرس و كهنه گرديده، و نشانهاى هلاكت ظاهر گشته بود، در دنيا در آمده بود با ناخوشى تمام و در روى اهل خويش ترش و ابرو درهم كشيده و پشت نموده بود و به كسى رو نمى آورد.
ثمره آن، فتنه و طعام آن، مردار بود و جامهاى كه در زير مىپوشيد، ترس بود و جامهاى كه در بالا پوشيده بود، شمشير بود. شما پراكنده شده بوديد به پراكندگى و دنيا چشمهاى اهل خويش را كور گردانيده و روزهاى آن پريشان و تيره و تار كرده بود. رحمهاى خويش را قطع كرده بودند و خونهاى يكديگر را ريخته بودند و در خاك پنهان كرده بودند. از فرزندان خود دختران را كه ايشان را زنده در گور كردند (اين فعل در ميان ايشان متعارف بود) و خوشى زندگانى و رفاهيت كه راحت و فراغتهاى دنياست، در نزد ايشان بر گزيده و مختار بود (به اين جهت، اين فعل قبيح را به عمل مىآوردند، چون چنين دانستند كه مطلوب ايشان از اين، به عمل مىآيد)، و از خدا اميد ثوابى نداشتند. به خدا سوگند، كه از او، ترس عقابى نه.
زنده ايشان كورى بود نا تمام و پژمرده و مرده ايشان در آتش جهنم غمناك و در هم