تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٣٦٣
چيزها است كه آنها را از كتم عدم به عرصه وجود آورده. و بديع، به معنى مبدع است و مُبدع آن است كه از سر نو چيزى را پديد مىآورد. و رفيع، بلند مرتبه و بزرگوار است. و جليل، بزرگ و بزرگوار و صاحب جلال است، و جلال ضد جمال است و صفات حق تعالى بر دو نوع است: يكى جمال و ديگرى جلال. پس آنچه در آن رفق و لطف باشد، آن را جمال گويند و آنچه در آن، قهر و غلبه باشد، آن را جلال گويند. و نيز صفات باطن را جلال نامند و صفات ظاهر را جمال. و كريم، بخشنده بزرگوار و گرانمايه است. و رازق، روزى دهنده است كه جميع خلائق را روزى مىدهد؛ اگر چه آن روزى خورنده در شكم سنگ خارا باشد. و آنجا كه عيان است چه حاجت است به بيان. و محيى، زنده كننده است كه تمام مردگان را زنده مىسازد.
و مميت، ميراننده است كه همه زندگان را مىميراند. و باعث، برانگيزنده است كه جميع آنها را كه در قبرهايند بيرون مىآورد و در قيامت ايشان را محشور مىنمايد. و وارث، ميراث برنده است و به هر كه داده بعد از مردن، به خود آن جناب بر مىگردد. و اصل وارث، به معنى باقى است و در اينجاست كه وارث را وارث مىگويند؛ چون كه بعد از ميت مانده).
«پس اين نامها و آنچه از نامها نيكوتر آن جناب باشد غير از اينها تا آنكه سيصد و شصت نام تمام شود، همه به اين نامهاى سهگانه منسوباند و اين نامهاى سهگانه، اركانند و آن يك نام، مكنون و مخزون به واسطه اين نامهاى سهگانه و ظهور و كفايت اينها، محجوب و مستور شده و اين است معنى فرموده خداى تعالى «قُلِ ادْعُوا اللَّهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمنَ أَيًّا ما تَدْعُوا فَلَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنى»[١]، يعنى: بگو: بخوانيد خدا را اللَّه بخوانيد او را يا رحمن (يعنى ذات مقدس را مىخواهيد اللَّه بناميد و مىخواهيد رحمن نام كنيد)، به هر يك از اين دو نام كه او را بخوانيد و او را به آن مسمى گردانيد، روا است؛ زيرا كه او را نامهاى نيكوتر است» (و معنى همه، يك چيز است و آن، ذات مقدس است).
٣٠٩/ ٢. احمد بن ادريس، از حسين بن عبداللَّه، از محمد بن عبداللَّه و موسى بن عمر و حسن بن على بن عثمان، از ابن سِنان روايت كرده است كه گفت: از ابوالحسن حضرت امام رضا عليه السلام سؤال كردم كه: آيا خداى عزّوجلّ عارف بود به خود پيش از آنكه خلائق را
[١]. اسرا، ١١٠.