تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٦٧٣
جُلُودُهُمْ بَدَّلْناهُمْ جُلُوداً غَيْرَها لِيَذُوقُوا الْعَذابَ إِنَّ اللَّهَ كانَ عَزِيزاً حَكِيماً»[١]، يعنى: پس از جمله ايشان كسى هست كه به آن ايمان آورده و از ايشان كسى هست كه از آن اعراض كرده و ايمان نياورده و كافى است جهنّم، آتشى افروخته، براى اعراضكنندگان. به درستى كه آنان كه كافر شدند به آيات ما، زود باشد كه در آوريم ايشان را در آتشى بزرگ (كه آتش دوزخ است) در هر زمان كه پخته شود پوستهاى ايشان، يا بسوزد، بدل كنيم ايشان را پوستهايى غير از آنها (يعنى پوستى چند را غير از پوستهايى كه پخته و سوختهاند به ايشان دهيم بر صورت ديگر) تا بچشند عذاب را پى در پى. به درستى كه خدا غالب و داناست به عقوبت اهل جهنّم، بر وجه حكمت» (و كسى او را بر تعذيب ايشان منع نمىتواند نمود).
٥٣٠/ ٢. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از احمد بن محمد، از حسين بن سعيد، از محمد بن فُضيل از امام موسى كاظم عليه السلام در قول خداى تبارك و تعالى: «أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلى ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ» كه آن حضرت فرمود: «ماييم كه بر ما حسد بردهاند».
٥٣١/ ٣. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد، از حسين بن سعيد، از نضر بن سُويد، از يحيى حلبى، از محمد احول، از حمران بن اعيَن روايت كرده است كه گفت: به امام جعفر صادق عليه السلام عرض كردم كه: چيست معنى قول خداى عزّوجلّ: «فَقَدْ آتَيْنا آلَ إِبْراهِيمَ الْكِتابَ»؟
حضرت فرمود كه: «كتاب، پيغمبرى است». عرض كردم كه: حكمت چيست؟ فرمود: «فهم و حكم كردن». عرض كردم كه: «وَ آتَيْناهُمْ مُلْكاً عَظِيماً»؟ حضرت فرمود كه: «ملك عظيم، فرمانبردارى مردم است از براى ايشان» (و بعضى از مفسرين، اين آيه را به اين روش ترجمه نموده كه: پس به درستى كه ما عطا كرديم اولاد ابراهيم را- كه موسى و داود و عيسى و محمد صلى الله عليه و آله است- تورات و زبور و انجيل و فرقان و علم حلال و حرام، و داديم ايشان را پادشاهى بزرگ كه نبوّت است يا مملكت دارى).
٥٣٢/ ٤. حسين بن محمد، از مُعلّى بن محمد، از وشّاء، از حمّاد بن عثمان، از ابوالصبّاح روايت كرده است كه گفت: از امام جعفر صادق عليه السلام سؤال كردم از قول خداى عزّوجلّ: «أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلى ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ». فرمود كه: «اى ابو الصبّاح، به خدا سوگند كه ماييم آن مردمان كه مردم بر ايشان حسد بردهاند».
[١]. نساء، ٥١- ٥٦.