تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٥٨٧
فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ وَ مَنْ تَوَلَّى فَما أَرْسَلْناكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظاً»[١]، يعنى: هر كه فرمان برد رسول خدا را، پس به حقيقت كه فرمان برده خدا را، و هر كه اعراض كند از فرمان، پس نفرستاديم تو را بر ايشان نگاهبانى كه به جبر و اكراه ايشان را از گناهان باز دارى».
٤٨٤/ ٢. حسين بن محمد اشعرى، از مُعلّى بن محمد، از حسن بن على وشّاء، از ابان بن عثمان، از ابوالصبّاح روايت كرده است كه گفت: گواهى مىدهم كه شنيدم از امام جعفر صادق عليه السلام كه مىفرمود: «شهادت مىدهم كه على، امامى است كه خدا طاعت و فرمانبردارى او را واجب گردانيده، و آنكه امام حسن، امامى است كه خدا طاعت او را واجب گردانيده، و آنكه امام حسين، امامى است كه خدا طاعت او را واجب گردانيده، و آنكه حضرت على بن الحسين، امامى است كه خدا طاعت او را واجب گردانيده، و آنكه حضرت محمد بن على، امامى است كه خدا طاعت او را واجب گردانيده است».
٤٨٥/ ٣. و به همين اسناد، از مُعلّى بن محمد، از حسن بن على روايت كرده است كه گفت: حديث كرد ما را حمّاد بن عثمان، از بشير عطّار كه گفت: شنيدم از امام جعفر صادق عليه السلام كه مىفرمود: «ما گروهى هستيم كه خدا، طاعت ما را واجب گردانيده، و شما اقتدا مىكنيد به كسى كه مردم به جهالت و نادانى در باب او، معذور نيستند، و خدا بهانه ايشان را از ايشان نمىپذيرد».
٤٨٦/ ٤. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد، از حسين بن سعيد، از حمّاد بن عيسى، از حسين بن مختار، از بعضى از اصحاب ما، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است در فرموده خداى عزّوجلّ: «وَ آتَيْناهُمْ مُلْكاً عَظِيماً»[٢]، يعنى: «و داديم اولاد ابراهيم را پادشاهى بزرگى». كه آن حضرت فرمود كه: «آن، طاعت مفروضه است» (كه خدا فرمانبردارى ما را بر مردم واجب گردانيده).
٤٨٧/ ٥. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از احمد بن محمد، از محمد بن سِنان، از ابو خالد قمّاط، از ابوالحسن عطّار كه گفت: شنيدم از امام جعفر صادق عليه السلام كه مىفرمود:
«شركت قرار ده در ميانه اوصيا و پيغمبران در وجوب فرمانبردارى» (و احتمال دارد كه معنى اين باشد كه: «خدا شركت قرار داده، يا من قرار مىدهم». و بنا بر جميع احتمالات، قرار داد
[١]. نساء، ٨٠.
[٢]. نساء، ٥٤.