تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ١١١
از نيكى كه از او به غير رسد آن را كم شمارد، و همه مردمان را از خود بهتر داند، و در پيش خود چنين داند كه او از همه ايشان بدتر است و اين، كمال عقل است.
اى هشام، به درستى كه عاقل، دروغ نمىگويد و هر چند كه خواهش او در آن باشد.
اى هشام، هر كه را مروت و جوانمردى نيست، دين ندارد و هر كه را عقل نيست، مروت ندارد. و به درستى كه بزرگترين مردم، از روى قدر و مرتبه و منزلت، آن است كه در دنيا از براى خويش مرتبه و جاه و منزلتى نبيند. بدانيد و آگاه باشيد كه تنهاى شما را بهايى نيست، مگر بهشت، پس آنها را به جز بهشت مفروشيد.
اى هشام، به درستى كه امير المؤمنين عليه السلام مىفرمود كه: از نشانه عاقل اين است كه سه خصلت در او باشد: جواب دهد هر گاه از او سؤال شود، و حرف زند هرگاه گروه مردم از سخنى كه به گفتن آن احتياج افتاده باشد، درمانده باشند، و اشاره كند به آن رأى كه صلاح اهل او در آن باشد. پس هر كه چيزى از اين خصلتهاى سهگانه در او نباشد، احمق است. و امير المؤمنين عليه السلام مىفرمود كه: در صدر مجلس ننشيند، مگر مردى كه اين سه خصلت يا يكى از اينها در او باشد. پس هر كه چيزى از اينها در او نباشد و در صدر نشيند، احمق است.
و حضرت حسن بن على عليه السلام فرمود: چون حاجتهاى خويش را طلب نماييد، آنها را از اهل آن طلب كنيد. به آن حضرت عرض شد: اى فرزند رسول خدا، اهل آنها كيانند؟ فرمود:
آنانند كه خدا قصه فرموده در كتاب خويش و ايشان را ياد نموده و فرموده: «إِنَّما يَتَذَكَّرُ أُولُوا الْأَلْبابِ»[١]». حضرت فرمود كه: «ايشان، صاحبان عقلهايند».
«حضرت على بن الحسين عليه السلام فرمود كه: همنشينى با نيكوكاران، به سوى صلاح مىخواند، و ادب علما و دانايان را به جا آوردن، باعث زيادتى عقل است. فرمان بردارى واليان كه عادل باشند، كمال عزت است. و زياد كردن مال به تجارت يا زكات دادن، كمال جوان مردى است. و راه حق نمودن به آنكه مشورت كند، اداى حق نعمت پروردگار است. و بازداشتن آزار خويش از مردم، از كمال و آسايش تن در آن است در دنيا و آخرت.
اى هشام، به درستى كه عاقل، حديث نمىكند با آن كس كه مىترسد كه او را به دروغ نسبت دهد، و سؤال نمىكند از كسى كه مىترسد كه او را منع كند، و آنچه را كه قدرت بر آن
[١]. رعد، ١٩.