تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ١٦٩
كردند به آنچه احاطت نكردهاند به دانش آنكه گرداگرد آن را فرو گرفته باشند و هنوز نيامده ايشان را تأويل حقيقت معنى آن».
١٠٧/ ٩. على بن ابراهيم، از محمد بن عيسى، از يونس، از داود بن فَرقد، از آنكه او را حديث كرده، از ابن شُبرُمه روايت كرده است كه گفت: به خاطر نياوردم آن حديثى را كه از جعفر بن محمد عليه السلام شنيدم، مگر آنكه نزديك بود كه دلم شكافته شود. حضرت فرمود كه:
«حديث كرد مرا پدرم، از جدّم، از رسول خدا صلى الله عليه و آله». ابن شبرمه گفت: و به خدا سوگند ياد مىكنم كه نه پدرش بر جدش دروغ گفت و نه جدش بر رسول خدا صلى الله عليه و آله. فرمود: «رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: هر كه به قياسها عمل كند، به حقيقت كه خود هلاك شده و ديگران را هلاك گردانيده، و هر كه مردم را فتوا دهد بدون علم و حال آنكه ناسخ را از منسوخ و محكم را از متشابه نداند، و اينها را از يكديگر تميز ندهد، به حقيقت كه خود هلاك شده و ديگران را هلاك گردانيده». باب در بيان آنكه عمل مىكند بى علم
١٢. باب در بيان آنكه عمل مىكند بى علم
١٠٨/ ١. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند از احمد بن محمد بن خالد، از پدرش، از محمد بن سِنان، از طلحة بن زيد كه گفت: شنيدم از امام جعفر صادق عليه السلام كه مىفرمود: «آنكه عمل مىكند بى آنكه بصيرت و بينايى داشته باشد، چون روندهاى است كه در بىراهه مىرود كه شتاب در رفتن، او را به جز دورى از راه چيزى نمىافزايد».
١٠٩/ ٢. محمد بن يحيى، از احمد محمد بن عيسى، از محمد بن سِنان، از ابن مُسكان، از حسين بن صيقل[١] روايت كرده است كه گفت: شنيدم از امام جعفر صادق عليه السلام كه مىفرمود:
«خدا عملى را قبول نمىكند، مگر با معرفت، و نه معرفتى را مگر با عمل. پس هر كه عارف شد، معرفت او را دلالت مىكند بر عمل، و هر كه عمل نكند، او را معرفتى نباشد. به درستى كه ايمان، بعضى از آن، از بعضى ديگر حاصل مىشود» (چه اجزاى آن به يكديگر پيوسته است).
١١٠/ ٣. از او، از احمد بن محمد، از ابن فضّال، از آنكه او را روايت كرده از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده كه آن حضرت فرمود: «رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود كه: هر كه عمل كند بدون علم، آنچه را كه فاسد و تباه مىسازد، بيشتر است از آنچه را كه اصلاح مىكند».
[١]. در نسخه مترجم- رحمه اللَّه- حسين بن صيقل است.