تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ١٤٥
در زندگى و زيستن دنيا نيست مگر از براى دو مرد: يكى عالمى كه فرمان او برند و ديگرى، گوش دهنده كه آنچه مىشنود نگاه دارد و به آن نفع يابد».
٥٥/ ٩. على بن ابراهيم، از پدرش، از ابن ابى عُمير؛ و محمد بن يحيى، از احمد بن محمد، از ابن ابى عمير، از سيف بن عَميره، از ابوحمزه، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كردهاند كه آن حضرت فرمود كه: «عالمى كه مردم به علم او منتفع شوند، يا خود به علم خويش منتفع شود، بهتر است از هفتاد هزار عابد».
٥٦/ ١٠. حسين بن محمد، از احمد بن اسحاق، از سعدان بن مسلم، از معاويه بن عمّار روايت كرده است كه گفت: به خدمت امام جعفر صادق عليه السلام عرض كردم كه: مردى هست كه بسيار حديث شما را روايت مىكند و آن را در ميان مردمان منتشر مىسازد، و در دلهاى ايشان و دلهاى شيعيان شما سخت و محكم مىگرداند، و شايد عابدى از شيعيان شما او را اين روايت نيست. كدام يك از اين دو بهتراند؟ فرمود كه: «آنكه بسيار روايت كننده حديث ما است كه به سبب آن، در دلهاى شيعيان ما سختى و استحكام به هم مىرسد، از هزار عابد بهتر است». باب در بيان اقسام مردمان
٣. باب در بيان اقسام مردمان
٥٧/ ١. على بن محمد، از سهل بن زياد و محمد بن يحيى، از احمد بن محمد بن عيسى، همه از ابن محبوب، از ابى اسامه، از هشام بن سالم، از ابوحمزه، از ابو اسحاق سبيعى، از آنكه او را حديث كرده، از كسانى كه اعتماد بر ايشان مىباشد، روايت كردهاند كه گفت: شنيدم از امير المؤمنين عليه السلام كه مىفرمود: «مردم بعد از رسول خدا صلى الله عليه و آله بازگشتند به سوى سه كس: يكى عالمى كه بر هدايت است از جانب خدا، كه خدا او را غنى و بىنياز گردانيده به آنچه دانسته از علم غير خويش، و ديگر، جاهلى كه ادعاى علم مىكند و او را هيچ علمى نيست و به آنچه در نزد اوست او را خوش مىآيد. به حقيقت كه دنيا او را فريفته و او غير خويش را فريفته است، و ديگرى، متعلمى كه تعليم گرفته از عالمى كه بر راه راست است، از جانب خدا و بر نجات از عذاب آخرت بعد از آنكه ادعاى باطل نمود به هلاكت رسيد و آنكه دروغ به هم بافت، نا اميد گرديد».
٥٨/ ٢. حسين بن محمد اشعرى، از مُعلّى بن محمد، از حسن بن على وشّاء، از احمد بن