تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٦٩٣
است و حكيم، فعل عبث از او سر نمىزند. و از مفهوم آيه و منطوق غير آن، محقّق مىشود كه جواب آنان را كه اجابت مىنمودهاند، مىفرمودهاند، مگر آنكه در ضمن آن، مفسده بوده).
٢١. باب در بيان اينكه كسانى كه خدا ايشان را به علم وصف فرموده در كتاب خويش، ائمّه عليهم السلام اند
٥٥٦/ ١. على بن ابراهيم، از پدرش، از عبداللَّه بن مغيره، از عبدالمؤمن بن قاسم انصارى، از سعد، از جابر، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است در فرموده خداى عزّوجلّ:
«هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ إِنَّما يَتَذَكَّرُ أُولُوا الْأَلْبابِ»[١]، كه آن حضرت عليه السلام فرمود كه: «جز اين نيست كه ماييم آنان كه مىدانند، و آنان كه نمىدانند، دشمنان مايند. و شيعيان ما، صاحبان عقلهاى خالصاند». باب در بيان اينكه راسخين در علم، ائمّهاند
٥٥٧/ ٢. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از احمد بن محمد، از حسين بن سعيد، از نضر بن سُويد، از جابر، از امام محمد باقر عليه السلام در قول خداى عزّوجلّ: «هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ إِنَّما يَتَذَكَّرُ أُولُوا الْأَلْبابِ»، آن حضرت فرمود كه: «ماييم آنان كه مىدانند، و دشمنان ما، آنانند كه نمىدانند. و شيعيان ما، صاحبان عقول خالصاند».
٢٢. باب در بيان اينكه راسخين در علم، ائمّه عليهم السلام اند[٢]
٥٥٨/ ١. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از احمد بن محمد، از حسين بن سعيد، از نضر بن سُويد، از ايّوب بن حُرّ و عمران بن على، از ابو بصير، از امام جعفر صادق عليه السلام كه فرمود: «ماييم راسخون در علم كه خدا فرموده، و ما تأويل آن را مىدانيم» (و تأويل، تفسير و بيان باشد. و اگر مراد از آن، احتمال مرجوح از لفظ باشد، معنى اين مىشود كه: تأويل متشابه را مىدانيم).
٥٥٩/ ٢. على بن محمد، از عبداللَّه بن على، از ابراهيم بن اسحاق، از عبداللَّه بن حمّاد، از بُريد بن معاويه، از امام محمد باقر، يا امام جعفر صادق عليهما السلام در قول خداى عزّوجلّ: «وَ ما يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ»[٣]، روايت كرده است كه آن حضرت فرمود: «پس
[١]. زمر، ٩.
[٢]. و راسخ، استوار و ثابت و پا بر جاى را گويند.( مترجم)
[٣]. آل عمران، ٧.