تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٥٧٧
نَذِيرٌ»[١]، يعنى: «و نيست هيچ امتى از امم سابقه، مگر آنكه گذشت در ميان ايشان به پيغمبرى بيم كننده كه مردم را مىترساند». و هر كه جاهل باشد و امام خود را نشناسد، سرگردان و متحير است، و هر كه بينا و عاقل باشد، و امام خويش را بشناسد، راه راست يافته است.
به درستى كه خداى عزّوجلّ مىفرمايد: «فَإِنَّها لا تَعْمَى الْأَبْصارُ وَ لكِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُورِ»[٢]، يعنى: «پس به درستى كه قصه اين است كه: كور و نابينا نيست ظاهر ايشان؛ چه همه چيز را مىبينند، وليكن نابينا است از مشاهده اعتبار دلهايى كه در سينههاى ايشان است». چگونه راه راست يابد آنكه بينايى ندارد؟ و چگونه بينايى به هم رساند آنكه تدبر و عاقبت انديشى نمىكند؟ پيروى كنيد رسول خدا صلى الله عليه و آله و اهل بيت او را و اقرار كنيد به آنچه از نزد خدا فرود آمده و آثار هدايت را (كه آثار ائمه هدى است) پيروى نماييد؛ زيرا كه ايشان نشانههاى امانت و پرهيزگارىاند.
و بدانيد كه اگر مردى عيسى، پسر مريم را انكار كند و به هر كه غير او باشد از پيغمبران، اقرار داشته باشد، ايمان ندارد. و راه الهى را پيروى كنيد، به جستن نشانه آن (كه ائمهاند) و آثار ايشان را بجوييد از پس پردههاى ظلمانى (كه عنكبوت، زبان مخالفان آن را تنيده)، تا امر دين خود را كامل گردانيد و به خدا كه- پروردگار شما است- ايمان آوريد».
٤٧٥/ ٧. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از احمد بن محمد، از حسين بن سعيد، از محمد بن حسين بن صغير، از آنكه او را حديث كرده، از رِبعى بن عبداللَّه، از امام جعفر صادق عليه السلام كه آن حضرت فرمود: «خدا ابا و امتناع فرموده از آنكه چيزها جارى و موجود شوند، مگر به اسباب. پس از براى هر چيزى از ممكنات، سببى قرار داده و براى هر سببى شرحى قرار داده (كه عبارت است از حد و رسم، و مسمّى است به قول شارح)، و هر شرحى را علم و دانشى قرار داده، و هر علمى را درى و حجتى ناطق قرار داده (كه سخن گويد)، و هر كه آن در را شناخته، شرح و علم را شناخته، و هر كه آن را نشناخته، اين را نيز نشناخته و اين علم و در، رسول خدا صلى الله عليه و آله و ماييم» (كه منم شهر علم و على در آن شهر است).
٤٧٦/ ٨. محمد ين يحيى، از محمد بن حسين، از صفوان بن يحيى، از علاء بن رزين، از محمد بن مسلم روايت كرده است كه گفت: شنيدم از امام محمد باقر عليه السلام كه مىفرمود: «هر
[١]. فاطر، ٢٤.
[٢]. حج، ٤٦.