تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٦٥٧
تقدّس و طهارت از عيبها و گناهان، از او جدا نمىشود)، و محلّ خداپرستى و بىرغبتى در دنيا، و معدن علم و عبادت است، و مخصوص است به آنكه رسول صلى الله عليه و آله، او را به سوى امامت خوانده باشد (نه آنكه خلق او را به سوى آن خوانده باشند. و مىتواند كه معنى اين باشد كه:
مخصوص باشد به دعاى پيغمبر؛ مثل آنچه در غدير خم در باب على عليه السلام فرمود كه: بار خدايا، دوستدار هر كه او را دوست دارد، و غير از اين، از آنچه فرمود. يا معنى آن است كه، به سوى رسول صلى الله عليه و آله منسوب باشد). و بايد كه از نسل فاطمه طاهره بتول باشد (كه خدا او را از جميع گناهان پاك نموده، و از زنان منقطع گرديده) از روى فضل و دين و حسب، و از دنيا بريده شده، هميشه روى نياز به درگاه خدا داشت، و چيزى در نسب او نباشد كه محلّ طعن در او باشد (يعنى حرامزاده يا از اولاد حرامزاده نباشد، و ولد شبهه نيز نباشد). و هيچ صاحب حسبى با او نزديك نمىتواند شد».[١]
و حضرت فرمود كه: «امام بايد در خانه آباد قريش و بلندترين از همه نسل هاشم باشد (كه بر جميع قريش، و از همه ايشان بلندترند) و از عترت رسول صلى الله عليه و آله باشد.[٢] و از نزد خداى عزّوجلّ مرضى و پسنديده باشد، و از هر شريفى شريفتر، و از فرزندان عبد مناف باشد، و علمش بيفزايد (به واسطه آنكه محدَّث است كه فرشته او را از جانب خدا حديث مىكند، يا آن را به امّت برساند از هر چه بايد رسانيد). و حلمش كامل باشد، و قوّت داشته باشد (كه بار سنگين امامت را بر دارد). و عالم باشد به سياست (و قهر كردن بر بدكار، كه به واسطه آن امور امّت منسّق و منتظم گردد). و فرمانبردارى او از جانب خدا، واجب و لازم باشد، و قائم باشد به فرمان خداى عزّوجلّ (كه در آن، نهايت سعى و اهتمام داشته باشد). و بندگان خدا را خير خواه باشد، و دين خدا را حفظ كند.
به درستى كه خدا، پيغمبران و امامان عليهم السلام توفيق مىدهد و به ايشان عطا مىفرمايد از مخزون علم و حكمتهاى خويش، آنچه را كه به غير ايشان نمىدهد. پس علم ايشان بالاى علم اهل زمان ايشان، و بيشتر از آن مىباشد در فرموده آن جناب جلّ و تعالى است كه: «أَ فَمَنْ
[١]. و حسب، شمردن افعال و مآثر جميله است، و حسب هر مردى مآثر پدران اوست. و خليل بن احمد گفته است كه: شرف و بزرگوارى است كه در پدران ثابت باشد، و اصل از آن، حساب است، به معنى شمار؛ چه هرگاه مردم تفاخر كنند هر يك مناقب خويش، مفاخر پدران راى مىشمارند.( مترجم)
[٢]. و عترت در لغت، فرزندان و خويشان نزديكند؛ چون پسران عمّ.( مترجم)