تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ١٠١
كماند ايشان» (يعنى: شريكانى كه بر شريكان ستم نكنند). و فرموده كه: «وَ قالَ رَجُلٌ مُؤْمِنٌ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَكْتُمُ إِيمانَهُ أَ تَقْتُلُونَ رَجُلًا أَنْ يَقُولَ رَبِّيَ اللَّهُ»[١]، يعنى: «گفت مردى كه ايمان آورده بود به موسى از خويشان فرعون- كه ايمان خويش را مىپوشيد-: آيا مىكشيد مردى را براى آنكه مىگويد: پروردگار من خدا است؟».
و فرموده كه: «وَ مَنْ آمَنَ وَ ما آمَنَ مَعَهُ إِلَّا قَلِيلٌ»[٢]، يعنى: [و نيز بر دار اى نوح، در كشتى] «هر كه را ايمان آورده (از غير اهل خويش)، و ايمان نياورده بود با او، مگر اندكى از مردمان».
و فرموده كه: «وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ»[٣]، يعنى: «وليكن بيشتر [ايشان] نمىدانند». و فرموده كه: «وَ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْقِلُونَ»[٤]، يعنى: «بيشتر ايشان عقل ندارند». و فرموده كه: وَ أَكْثَرُ هُمْ لا يَشْعُرُونَ»، يعنى: «بيشتر ايشان شعور ندارند».
اى هشام، بعد از آن صاحبان عقلها را به نيكوتر ذكرى ذكر فرموده و ايشان را به خوشترا دانشى آرايش داده و وصف نموده، پس فرموده كه: «يُؤْتِي الْحِكْمَةَ مَنْ يَشاءُ وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً وَ ما يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُوا الْأَلْبابِ»، يعنى: «مىدهد خداى تعالى حكمت را به هر كه مىخواهد[٥] و هر كه داده شود، حكمت را، پس به حقيقت كه داده شده است نيكى بسيار، و پند پذير نمىشوند، مگر صاحبان عقلهاى خالص» (از پيروى هوا و هوس).
و فرموده كه: «وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا وَ ما يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُوا الْأَلْبابِ»[٦]، يعنى: «و نمىداند تأويل متشابه از قرآن را كسى، مگر خدا و آنان كه ثابت قدماند در دانش و متمكناند در بينش (يا معنى آن است كه راسخان در علم مىگويند كه: گرويديم به متشابه) همه محكمات و متشابهات از نزد پروردگار ما است، و پندپذير نمىشوند مگر صاحبان عقلهاى صافيه» (از قذرات[٧] كجى و اختلال).
و فرمود كه: «إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ لَآياتٍ لِأُولِي الْأَلْبابِ»[٨]، يعنى: «به درستى كه در آفريدن آسمانها و زمينها و در آمد و شد شب و روز، هر آينه نشانه
[١]. غافر، ٢٧.
[٢]. هود، ٤٠.
[٣]. انعام، ٣٧.
[٤]. مائده، ١٠٣.
[٥]. و حكمت در لغت به معناى دانش و دانستن حقيقت هر چيزى است. از ابن سينا منقول است كه در بعضى ازرسائل خويش، گفته كه حكمت، درست كردارى و راست گفتارى است( مترجم).
[٦]. آل عمران، ٧.
[٧]. پليدى.
[٨]. آل عمران، ١٩٠.