تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٤٩٥
است كه كافر شدند و به حكمت آن نگرويدند. پس واى بر آنها كه نگرويدند و گمان باطل بردند از آتش دوزخ».
پس آن شيخ شروع كرد كه مىگفت.
|
أنت الامام الّذى نرجوا به طاعته يوم |
النجاة من الرحمن غفراناً |
|
|
أوضحت من أمرنا ما كان ملتبسا |
جزاك ربّك بالإحسان احساناً |
|
يعنى: تويى پيشوايى كه ما اميد داريم به واسطه فرمانبردارى او در روز رهايى يافتن از سختىها كه روز قيامت است، آمرزش را از خداوند بخشاينده. روشن ساختى از امر ما آنچه را كه مشتبه و پوشيده بود. پروردگارت تو را جزاى نيكو عطا فرمايد به اين نيكى كه با ما كردى.
٤٠٢/ ٢. حسين بن محمد، از مُعلّى بن محمد، از حسن بن على وشّاء، از حمّاد بن عثمان، از ابوبصير، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه آن حضرت فرمود كه: «هر كه گمان كند كه خدا امر مىفرمايد به زشتى و نا پسندى در گفتار، يا كردار، بر خدا دروغ گفته، و هر كه گمان كند كه خوبى و بدى به سوى خدا منسوب است، بر خدا دروغ گفته است».
٤٠٣/ ٣. حسين، از مُعلّى بن محمد، از حسن بن على وشّاء، از ابوالحسن حضرت امام رضا عليه السلام روايت كرده است كه گفت: از آن حضرت سؤال كردم و عرض كردم كه: آيا خدا امر را به سوى بندگان تفويض فرموده و آن را به ايشان واگذاشته كه آنچه خواهند مىكنند؟ و فرمود كه: «خدا از آن عزيزتر و غلبهاش بر بندگان بيشتر است كه امر را به ايشان مفوّض فرمايد».
عرض كردم كه: پس ايشان را بر معصيتها جبر فرموده؟ فرمود كه: «خدا از اين عادلتر و محكمكارتر است كه ايشان را بر گناهان جبر نمايد، وانگهى ايشان را بر آن عقاب فرمايد».
حسن مىگويد كه: پس آن حضرت فرمود كه: «خداى عزّوجلّ فرموده است كه: اى فرزند آدم، من به حسنات تو از تو سزاوارترم و تو از من به بدىها و گناهان خويش سزاوارترى.
معصيتها را به عمل آوردى به توانايى من، كه آن را در تو قرار دادم».
٤٠٤/ ٤. على بن ابراهيم، از پدرش، از اسماعيل بن مَرّار، از يونس بن عبدالرحمان روايت كرده است كه گفت: ابوالحسن حضرت امام رضا عليه السلام به من فرمود كه: «اى يونس، قائل مشو به گفتار طائفه قَدَريه (كه همه چيز را به قضا و قدر مىدانند و بندگان را در فعل و ترك آن مجبور)؛ زيرا كه قدريه، نه به گفتار اهل بهشت قائلاند، نه به گفتار اهل جهنّم و نه به گفتار