تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ١٥٩
را نفع نمىبخشد و اگر جاهل باشى، جهل تو را زياد مىكنند، و شايد كه خدا عقوبتى را برايشان فرود آورد، پس تو را با ايشان فراگيرد».
٨٢/ ٢. على بن ابراهيم، از پدرش و محمد بن يحيى، از احمد بن محمد بن عيسى همه روايت كردهاند، از ابن محبوب، از دُرست بن ابى منصور، از ابراهيم بن عبد الحميد، از ابوالحسن موسى بن جعفر عليه السلام كه آن حضرت فرمود: «حديث كردن و صحبت داشتن با عالم كه بر سر مزبلها نشسته باشى، بهتر است از صحبت داشتن با جاهل كه بر روى فرشهاى فاخر پر پهنا نشسته باشى».
٨٣/ ٣. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از احمد بن محمد برقى، از شريف بن سابق، از فضل بن ابى قُرّه، از امام جعفر صادق عليه السلام كه آن حضرت فرمود كه: «رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود كه: حواريان به عيسى عليه السلام عرض كردند كه: يا روح اللَّه، با كه همنشينى كنيم؟ فرمود: با آنكه ديدن او، خدا را به ياد شما آورد و سخن او، باعث زيادتى در علم شما باشد و عمل او، شما را در آخرت راغب گرداند».
٨٤/ ٤. محمد بن اسماعيل، از فضل بن شاذان، از ابن ابى عُمير، از منصور بن حازم، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه آن حضرت فرمود كه: «رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود كه:
همنشينى با اهل دين، باعث شرف و بزرگوارى دنيا و آخرت است».
٨٥/ ٥. على بن ابراهيم، از پدرش، از قاسم بن محمد اصبهانى، از سليمان بن داود مِنقرى، از سفيان بن عُينيه، از مِسعر بن كِدام، روايت كرده است كه گفت: شنيدم از امام محمد باقر عليه السلام كه مىفرمود: «هر آينه مجلسى كه در آن بنشينم با آنكه بر او اعتماد داشته باشم، در نزد من وثوقش از عمل يك سال بيشتر است». باب در بيان سؤال كردن از عالم و مذاكره نمودن با او
٩. باب در بيان سؤال كردن از عالم و مذاكره نمودن با او
٨٦/ ١. على بن ابراهيم، از پدرش، از ابن ابى عُمير، از بعضى اصحاب ما، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه گفت: از آن حضرت پرسيدم از آبلهدارى كه جُنب شده بود و او را غسل دادند، بعد از آن مرد. حضرت فرمود كه: «او را كشتند، و چرا نپرسيدند كه چه بايد كرد؟ زيرا كه چاره دشوارى و درماندگى پرسيدن است».
٨٧/ ٢. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد بن عيسى، از حمّاد بن عيسى، از حريز، از