تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٧٨٧
فناى آب مداد شده آن، هفت درياى ديگر مانند آن، و به آن قلمها و اين مدادها كتابت كنند، علوم خدا به پايان نرسد و تمام نشود. به درستى كه خدا، غالب است بر هر چيز و داناست به همه چيز» (كه چيزى از فرمان و علم و حكمت او بيرون نيست).
٦٤٨/ ٤. و به همين اسناد از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام روايت است كه فرمود:
«حضرت على بن الحسين عليه السلام مىفرمود: «إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ»، راست گفته است خداى عزّوجلّ كه قرآن را در شب قدر فرو فرستاده است. «وَ ما أَدْراكَ ما لَيْلَةُ الْقَدْرِ»[١]، رسول خدا فرمود: نمىدانم كه شب قدر چيست و چه حكم دارد؟ خداى عزّوجلّ فرمود كه: «لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ»[٢]، يعنى: «شب قدر بهتر است از هزار ماهى كه شب قدر در آن نباشد». خدا به رسول خود فرمود كه: آيا مىدانى كه چرا اين شب از هزار ماه بهتر است؟ رسول عرض كرد: نه، خدا فرمود كه: از براى اينكه اين شب چنان است كه فرشتگان و روح در آن فرود مىآيند به اذن پروردگار خويش، از هر كارى. و هرگاه خدا در چيزى اذن دهد، البته آن را پسنديده و به آن راضى است. «سَلامٌ هِيَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ» خدا مىفرمايد كه: فرشتگان و روح من سلام مىكنند بر تو يا محمد، به سلام من (يعنى: سلام مرا به تو مىرسانند)، از اوّل فرود آمدن ايشان تا طلوع صبح بعد از آن.
در بعضى از كتاب خويش (كه قرآن است) يا در بعضى از مواضع آن، فرموده است كه:
«وَ اتَّقُوا فِتْنَةً لا تُصِيبَنَّ الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْكُمْ خَاصَّةً»[٣]، يعنى: «و بپرهيزيد فتنه را كه البته نمىرسد به كسانى كه ستم كردهاند از شما در حالتى كه اختصاص داشته باشد به ايشان» (بلكه عام باشد و به ظالم و غير ظالم اثر آن برسد، و شآمت آن به همه سرايت كند. و گمان فقير چنان است كه ناسخين اين آيه را غلط نوشتهاند و در روايت لتصيبنّ بوده، چنانچه آخر روايت صريح است در اين. و در مجمع البيان اين قرائت را نسبت به امير المؤمنين و امام محمد باقر عليه السلام و ربيع بن انس و زيد بن ثابت و ابوالعاليه داده، و اين روايت دلالت مىكند بر اينكه حضرت سيّد السّاجدين زين العابدين عليه السلام نيز چنين قرائت مىفرموده و ناسخين كه لا تُصِيبَنَ نوشتهاند، منشأ اشتباه ايشان آن است كه در قرآن، لا تُصِيبَنَ مكتوب است و قرائت مشهوره نيز آن است، و در رسم الخط قرآنى، بنابر طريقه عثمانى كه در نوشتن قرآن معمول بوده،
[١]. قدر، ١ و ٢.
[٢]. قدر، ٣.
[٣]. انفال، ٢٥.