تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٢٨١
مىشود.
حضرت فرمود كه: «بلى، چيزى موجود نمىباشد، مگر با حقيقت و وجود كه وجود از آن انتزاع مىشود».
سائل عرض كرد كه: پس او را كيفيت و چگونگى خواهد بود؟
حضرت فرمود كه: «نه، زيرا كه كيفيت و چگونگى، جهت صفت را احاطه است، وليكن چارهاى نيست از بيرون رفتن از جهت تعطيل و تشبيه به آن معنى كه مذكور شد؛ زيرا كه هر كه او را نفى كند، به آن طريقى كه مذكور شد، او را انكار كرده و ربوبيت و پروردگارى او را دفع نموده، و آن جناب را بيكار قرار داده، و هر كه او را به غير او تشبيه كرده، او را ثابت گردانيده به صفت آفريدگان كه مصنوعاند و سزاوار ربوبيت نيستند، وليكن چارهاى نيست از اثبات اينكه او را كيفيت و چگونگى است كه غير او، مستحق و سزاوار آن نيست، و ممكن نيست كه آن كيفيت، از براى غير آن جناب متحقق شود و در آن، با او مشاركت نمىشود و احاطه به آن واقع نمىگردد و غير از او، كسى آن را نمىداند؛ چه آن كيفيتى است خلاف آنچه ما مىدانيم».
سائل عرض كرد كه: هر گاه چنين باشد، پس رنج و زحمت خلق چيزها را خود مىكشد؟
آن حضرت فرمود كه: «جلالت و بزرگوارى آن جناب بيشتر از اين است كه رنج و زحمت آفريدن چيزها را بكشد، به واسطه متوجه شدن و چاره و درمان آن نمودن؛ زيرا كه اين تعب و مشقت، صفت مخلوق است كه حصول چيزها از برايش ميسر نمىشود، مگر به متوجه شدن و چاره آن كردن و آن جناب برتر از همه، و يا بلند مرتبه است از وضع خلق و متعالى است از آن، و اراده و مشيت آن حضرت در آن است كه آنچه را كه اراده كند، موجود مىشود و هر چه خواهد، مىكند».
٢٢٨/ ٧. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند از احمد بن محمد بن خالد، از محمد بن عيسى، از آنكه او را ذكر كرده است كه گفت: از امام محمد باقر عليه السلام سؤال شد كه: آيا جائز است كه گفته شود: خدا چيزى است؟ فرمود: «بلى، بيرون مىبرى او رااز دو حد: حد تعطيل و حد تشبيه».
(و همين حديث بسند ديگر در اول همين باب گذشت).