تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٣٦٥
بيافريند؟ فرمود: «بلى». عرض كردم كه خويش را مىديد و به آن سخنى را مىشنوانيد (يعنى چنانچه يكى از ما نفس خويش را مىبيند و گاهى با آن صحبت مىدارد و او را وعده مىدهد كه فردا چنين مىكنم، و آن را فرمان مىدهد كه چنين كن، آن جناب نيز چنين بود؟).
حضرت فرمود كه: «به اين محتاج نبود؛ زيرا كه از نفس خود سؤال نمىكرد و از آن طلب نمىفرمود. آن جناب، نفس خويش و نفس او، آن جناب بود. قدرتش نافذ بود و محتاج به سوى اين نبود كه خود را به نامى مسمى گرداند، وليكن از براى خود به جهت غير خويش نامى چند را برگزيد كه آن غير او را به آن نامها بخواند؛ زيرا كه هرگاه آن جناب را به نامش بخوانند، كسى او را نشناسد.
پس اول نامى كه از براى خود برگزيد، علىّ عظيم بود (يعنى برتر از حد وهم و بزرگتر از انديشه فهم)؛ زيرا كه آن جناب از همه چيز برتر و بر همه برترى دارد. پس معنى آن اللَّه و ذات مقدس است، و نامش علىّ عظيم و آن، اول نامهاى اوست كه بر هر چيز برترى گرفته است».
٣١٠/ ٣. به همين اسناد، از محمد بن سِنان روايت است كه گفت: از آن حضرت سؤال كردم از نام خدا كه آن چيست؟ فرمود كه: «صفتى است از براى موصوف» (يعنى نشانهاى است از براى مسمىّ).
٣١١/ ٤. محمد بن ابى عبداللَّه، از محمد بن اسماعيل، از بعضى از اصحاب خويش، از بكر صالح، از على بن صالح، از حسن بن محمد بن خالد بن يزيد، از عبدالاعلى، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه آن حضرت فرمود: «اسم خدا غير اوست، و هر چيزى كه نام چيزى بر آن واقع شود، مخلوق است، مگر خداى تعالى.
اما آنچه زبانها آن را تعبير كند، يا دستها آن را بسازد چون نوشته، مخلوق است. و لفظ اللَّه (كه فارسى آن خدا است) غايتى از غايات و نامى از نامهاى اوست كه نظر خلائق به آن مىرسد و غايت نظر ايشان واقع مىشود، و معنى كه ذات مقدس است، غايت نيست (و در بعضى از نسخهها مغيىّ با غين مفتوحه نقطهدار و ضمّ ميم و ياى مشدده واقع شده و مراد از آن، نيز ذات مقدس است كه غايت از براى آن قرار دادهاند، و در شرح اين عبارت، غير از اين نيز گفتهاند). و غايت كه نظر خلق به آن منتهى شود و موصوف است به وصف معلوم و هر چه به وصف در آيد، مصنوع است، و صانع چيزها، موصوف نمىشود به اندازه معين و كسى او را در وجود نياورده كه هستى او را به صنعت غير او بشناسد، و متناهى نشده تا غايتى، مگر آنكه