تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٧٩٣
كه آيا فرستاده آن حضرت نذير نبود از جانب او، چنانچه رسول صلى الله عليه و آله در بعثت خويش از جانب خداى عزّوجلّ نذير بود؟» سائل عرض كرد: بلى، نذير بود. حضرت فرمود: «پس همچنين محمد صلى الله عليه و آله از دنيا نرفت، مگر آنكه او را فرستادهاى است كه نذير است».
و فرمود كه: «اگر بگويى: نه، لازم مىآيد كه رسول خدا صلى الله عليه و آله ضايع گذاشته باشد كسانى را كه در صلبهاى مردانند از امّت خود». سائل عرض كرد كه: قرآن ايشان را كفايت نمىكند؟
حضرت فرمود: «بلى، كفايت مىكند، وليكن اگر از براى آن مفسّرى را بيابند كه آن را تفسير كند». سائل عرض كرد كه: رسول خدا آن را تفسير نفرمود؟ فرمود: «بلى، تفسير فرمود، امّا آن را از براى يك كس تفسير فرمود و براى امّت حال و فضايل آن كس را بيان فرمود و آن، على بن ابىطالب است». سائل عرض كرد كه: يا ابا جعفر، گويا اين امرى است كه سنّيان آن را قبول ندارند. حضرت فرمود كه: «خدا ابا فرموده از آنكه پرستيده شود مگر از روى پنهانى، تا آنكه بيابد زمان حلول مدّتى كه خدا قرار داده كه دين آن جناب در آن هويدا گردد، چنانچه رسول خدا صلى الله عليه و آله با خديجه عليها السلام اسلام را از مشركان پنهان مىنمود، تا به آشكار كردن آن مأمور شد».
سائل عرض كرد كه: صاحب اين دين را سزاوار است كه كتمان كند؟ حضرت فرمود كه:
«آيا على بن ابىطالب عليه السلام كتمان نفرمود در روزى كه با رسول خدا صلى الله عليه و آله اسلام آورد تا امر آن حضرت ظاهر گرديد؟» سائل عرض كرد: بلى، حضرت فرمود كه: «پس همچنين است كار ما (يا ما چنين مأمور شدهايم و امر مىفرماييم) «حَتَّى يَبْلُغَ الْكِتابُ أَجَلَهُ»[١]، يعنى: تا برسد كتاب (يعنى: آنچه خدا آن را نوشته و واجب گردانيده)، به غايت مدّت خود» (و مدّت آن منقتضى گردد).
٦٥١/ ٧. و از امام محمد باقر عليه السلام روايت است كه آن حضرت فرمود كه: «هر آينه خداى جلّ ذكره شب قدر را آفريد در اوّل آفريدن دنيا، و آفريد در آن شب، اول پيغمبرى را كه موجود مىشد، و اوّل جانشين پيغمبرى را كه به هم مىرسيد. و به تحقيق كه خدا حكم فرموده كه در هر سال، شبى باشد كه فرشتگان در آن فرود آيند با بيان تمام امور كه اتّفاق مىافتد تا مثل آن شب از سال آينده. و هر كه اين را انكار كند، علم خداى عزّوجلّ را بر او
[١]. بقره، ٢٣٥.