تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٨٦٥
حضرت فرمود كه: «روح، آفريدهاى است بزرگتر از جبرئيل و ميكائيل كه با رسول خدا صلى الله عليه و آله بود و آن روح، با ائمّه است و آن روح، از ملكوت است» (يعنى: عالم ارواح و غيب).
٧٢٢/ ٤. على، از پدرش، از ابن ابى عمير، از ابو ايّوب خزّاز، از ابوبصير روايت كرده است كه گفت: شنيدم از امام جعفر صادق عليه السلام كه اين آيه را مىخواند: «يَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي» و فرمود كه: «روح، خلقى است بزرگتر از جبرئيل و ميكائيل، و با هيچيك از كسانى كه در گذشتهاند، نبوده غير از محمد صلى الله عليه و آله و آن روح، با ائمّه است كه ايشان را تسديد مىكند و راست و درست مىدارد، و هر چه طلب مىشود، چنان نيست كه يافت شود» (و مراد حضرت اين است كه: اين روح كه با محمد بوده و با ما هست، چنان نيست كه نبودنش با غير ما، به جهت طلب نكردن آن باشد، بلكه غير از ما كسى قابليّت آن را ندارد).
٧٢٣/ ٥. محمد بن يحيى، از عمران بن موسى، از موسى بن جعفر، از على بن اسباط، از محمد بن فُضيل، از ابو حمزه روايت كرده است كه گفت: از امام جعفر صادق عليه السلام سؤال كردم از علم امام كه آيا آن علم چيزى است كه عالم (يعنى: امام) آن را از دهانهاى مردان تعليم مىگيرد، و از استادان مىشنود، يا آن را مىخوانيد در كتابى كه در نزد شما است؟ (يعنى:
مطالعه مىكنيد و از آن علم به هم مىرسانيد؟).
حضرت فرمود كه: «امر علم ما، از اين بزرگتر و سزاوارتر است كه به درس خواندن و مطالعه كردن حاصل شود. آيا قول خداى عزّوجلّ را نشنيدهاى كه مىفرمايد: «وَ كَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنا ما كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتابُ وَ لَا الْإِيمانُ»». بعد از آن فرمود كه: «اصحاب شما در اين آيه، چه چيز مىگويند، آيا اقرار مىكنند كه پيغمبر صلى الله عليه و آله در حالى چنان بود كه نمىدانست كه كتاب و ايمان چيست؟». من عرض كردم كه: فداى تو گردم، نمىدانم كه ايشان چه مىگويند؟ حضرت فرمود: «بلى، پيغمبر در حالى چنان بود كه نمىدانست كه كتاب و ايمان چيست، تا آنكه خداى عزّوجلّ مبعوث گردانيد آن روح را كه در كتاب خود ذكر فرموده، و چون آن روح را به سوى آن حضرت وحى فرمود، به واسطه آن، علم و فهم را دانست و آن، روحى است كه خداى عزّوجلّ به هر كه خواهد، آن را عطا مىفرمايد. پس چون آن را به بندهاى عطا كند، فهم را به او تعليم دهد».