تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٨٤٣
«هذا عَطاؤُنا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِكْ بِغَيْرِ حِسابٍ»[١] (كه در باب اهل ذكر گذشت) و خدا به پيغمبر خود صلى الله عليه و آله تفويض نمود، بعد از آن فرمود: «وَ ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا»[٢].
پس آنچه به رسول خدا تفويض شد، آن را به ما تفويض فرمود».
٦٩٦/ ٣. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از احمد بن محمد، از حجّال، از ثعلبه، از زراره كه گفت: شنيدم از امام محمد باقر و امام جعفر صادق عليهما السلام كه مىفرمودند: «خداى عزّوجلّ به سوى پيغمبر خويش، امر خلق خود را تفويض فرمود تا نظر كند كه فرمانبردارى ايشان، چگونه است» پس اين آيه را تلاوت نمود: «وَ ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا».
٦٩٧/ ٤. على بن ابراهيم، از پدرش، از ابن ابى عُمير، از عمر بن اذينه، از فُضيل بن يسار روايت كرده است كه گفت: شنيدم از امام جعفر صادق عليه السلام كه به بعضى از اصحاب قيس ماصر مىفرمود كه: «خداى عزّوجلّ پيغمبر خويش را ادب آموخت و ادب او را نيكو ساخت. پس چون ادب را از براى او كامل گردانيد، فرمود: «إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ»[٣]، بعد از آن، امر دين و امّت را به او تفويض فرمود تا بندگان او را سياست كند، و متوجّه امور ايشان باشد، و خداى عزّوجلّ فرمود كه: «وَ ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا». و به درستى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله، بر راه راست بود كه خدا او را تسديد فرموده بود، و موفّق و مؤيّد بود به روح القدس، كه لغزش نمىنمود و خطا نمىكرد در چيزى، از آنچه خلائق را به آن سياست و ادب مىفرمود، و به آداب خدا ادبمند گرديد.
پس به درستى كه خداى عزّوجلّ نماز را دو ركعت دو ركعت واجب گردانيد كه همه آن ده ركعت بود. بعد از آن، رسول خدا صلى الله عليه و آله به سوى آن دو ركعت، دو ركعت ديگر و به سوى نماز شام، يك ركعت ديگر را اضافه فرمود، و اضافه آن حضرت، همتاى فريضه شد در وجوب كه ترك آنها جائز نيست، مگر در سفر و يك ركعت را در نماز شام زياد كرد، و آن را ثابت و برپا قرار داد در سفر و حضر كه ترك آن، در هيچ يك تجويز نكرد. پس خدا همه اينها را از براى او اجازه فرمود و ممضى داشت و به اين سبب، نماز فريضه هفده ركعت شد.
بعد از آن رسول خدا صلى الله عليه و آله نمازهاى نافله و مستحبّه را سى و چهار ركعت قرار داد، و برابر
[١]. ص، ٣٩.
[٢]. حشر، ٧.
[٣]. قلم، ٤.