تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٦٧
در گذشت و در ميان امتش كتاب خدا و وصيش امير المؤمنين و پيشواى متقين را-/ كه صلوات خدا بر او-/ بر جا گذاشت، دو همراه جداناپذير، كه هر يك گواه ديگرى است در درستى. امام از جانب خدا، بيان مىكند آنچه را كه در كتابش واجب كرده بر بندگان، طاعت خودش را و طاعت امام و ولايت او را و حق واجبش را، كه از تكميل دين خود اراده كرده، و آشكار نمودن دستورش را، و احتجاج به حجتهايش را، و پرتو گرفتن به نورش را، در معدنهاى بندگان برگزيدهاش، و انتخاب شدگان از بندگان نيكنش.
خداوند با امامان هدايت، از خاندان پيامبر ما صلى الله عليه و آله، دينش را روشن ساخت، و راهاى روشنش را به وسيله آنها آشكار نمود، و باطن چشمههاى علمش را با آنان گشود، و آنها را راهاى شناخت خود قرار داد، و نشانهاى دينش ساخت، و پرده داران ميان خود و خلقش كرد، و درى كه منجر به شناخت حق او مىشود. و آنان را بر رازهاى پوشيده و غيبش مطلع كرد.
هر گاه امامى از آنان در مىگذشت، امام ديگرى در پى او منصوب مىشد، كه پيشوايى آشكار، و هدايتگرى روشن، و رهبرى نگهدار، كه به حق رهنمون مىشدند، و به وسيله آن به حق حكم مىنمودند. حجتهاى خدا و دعوت كنندگان او، و سرپرستان خلقش. بندگان به وسيله آنان متدين مىشوند، و با نور آنها شهر نور مىگيرد. خداوند آنان را مايه حيات مردم و چراغهاى تاريكى و كليدهاى سخنورى، و پايههاى اسلام قرار داده، و نظام طاعت و تماميت واجبش را تسليم شدن در برابر آنان قرار داد، در آنجايى كه معلوم است، و ارجاع كردن به آنان در جايى كه نامعلوم است. و ممنوع ساخت پيشدستى كردن ديگران را در اعتقاد به آنچه نمىدانند، و انكار آنچه مىدانند، چون خداى تبارك و تعالى خواست دست كسانى از مخلوقاتش را در پيشآمدهاى تاريك و مجهولات پوشيده، بگيرد. و درود خدا بر محمد صلى الله عليه و آله و خاندان نيكش كه پليدى را از آنان برده، و بكلى پاك پاكشان كرده است.[١]
كلينى- رحمه اللَّه- بعد از حمد قادر متعال و نعت حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله و آل، فرموده است:
اما بعد، به حقيقت كه فهميدم اى برادر من، آنچه را كه شكايت كردى از اصطلاح اهل اين زمان بر جهالت و يارى كردن يكديگر و سعى ايشان در آبادانى راههاى آن و جدايى ايشان
[١]. از آغاز مقدمه مرحوم كلينى تا اينجا، همان گونه كه در نوشته مترجم-/ رحمه اللَّه-/ مشاهده مىشود، از سوى ايشان، ترجمه نشده است.