تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٤٧٥
از عبداللَّه بن سِنان، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه آن حضرت فرمود كه: «خدا را در چيزى بداء به هم نرسيد، مگر آنكه در علم آن جناب بود كه بداء به هم مىرسد و آن را تغيير مىدهد، پيش از آنكه بداء از براى او به هم رسد».
٣٧٨/ ١١. از او، از حسن بن على بن فضّال، از داود بن فَرقد، از عمرو بن عثمان جُهَنى، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت است كه آن حضرت فرمود: «به درستى كه از براى خدا، بداء نمىشود از جهل» (يعنى: در آنچه تغيير مىدهد، جهالتى نداشته كه بعد از آن دانسته باشد، بلكه تغيير از روى مصلحت است).
٣٧٩/ ١٢. على بن ابراهيم، از محمد بن عيسى، از يونس، از منصور بن حازم روايت كرده است كه گفت: از امام جعفر صادق عليه السلام سؤال كردم كه: آيا مىشود كه امروز چيزى موجود شود كه ديروز در علم خدا نبوده باشد؟ حضرت فرمود: «نه، هر كه اين سخن را بگويد، خدا او را خوار و رسوا گرداند».
عرض كردم كه: مرا خبر ده كه آيا چنين نيست كه آنچه بوده و آنچه خواهد بود تا روز قيامت، همه در علم خدا باشد؟ فرمود: «بلى، چنين است و چنين بود پيش از آنكه خلائق را بيافريند».
٣٨٠/ ١٣. على، از محمد، از يونس، از مالك جُهنى روايت كرده است كه گفت: شنيدم از امام جعفر صادق عليه السلام كه مىفرمود: «اگر مردم مىدانستند كه در قول به بداء و اعتقاد داشتن به جواز آن، چه قدر ثواب است، از سخن گفتن در آن سستى نمىورزيدند».
٣٨١/ ١٤. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند از احمد بن محمد بن خالد، از بعضى از اصحاب ما، از محمد بن عمرو كوفى- برادر يحيى- از مُرازِم بن حكيم كه گفت: شنيدم از امام جعفر صادق عليه السلام كه مىفرمود: «هرگز هيچ پيغمبرى به منصب پيغمبرى نمىرسيد (يا آنكه خدا او را به پيغمبرى نمىفرستاد)، تا آنكه از براى خدا پنج خصلت اقرار مىكرد و آن: اقرار به بداء است و مشيت و سجود و عبوديت و طاعت».
٣٨٢/ ١٥. و به همين اسناد، از احمد بن محمد، از جعفر بن محمد، از يونس، از جَهم بن ابى جَهمه، از آنكه او را حديث كرده، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه آن حضرت فرمود: «به درستى كه خداى عزّوجلّ محمد صلى الله عليه و آله را خبر داد به آنچه بوده، از آن زمان كه دنيا بر پا شده، و به آنچه خواهد بود تا آنكه دنيا تمام شود. و خبر داد او را به محتوم از آنها