تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٥٨٣
تفضيل و زيادتى دهند، از راه برگشتگانند.
و پس برابر نيستند آنان كه مردم به ايشان چنگ در زدند و مساوات ندارند؛ زيرا كه اكثر مردم رفتهاند به سوى چشمههاى تيره و ناصاف، كه به جهت كثرت امتلا، پارهاى از آنها از پارهاى مىريزد، و هر كه به سوى ما آمده، به سوى چشمههاى صاف آمده كه به فرمان پروردگار خود روان مىشوند، و آنها را نيستى و بريدگى نمىباشد».
٤٧٨/ ١٠. حسين بن محمد، از مُعلّى بن محمد، از على بن محمد، از بكر بن صالح از ريّان بن شبيب، از يونس، از أبو ايّوب خرّاز، از ابوحمزه روايت كرده است كه گفت: امام محمد باقر عليه السلام فرمود كه: «اى ابوحمزه، يكى از شما بيرون مىرود و چند فرسنگى در نظر دارد، پس براى خود بلدى طلب مىكند. و تو به راههاى آسمان از خود نادانترى بر راههاى زمين، پس براى خود بلدى طلب كن».
٤٧٩/ ١١. على بن ابراهيم، از محمد بن عيسى، از يونس، از أيّوب بن حرّ، از ابو بصير، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است در قول خداى عزّوجلّ «وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً»[١]، كه آن حضرت فرمود كه: «حكمت، فرمان بردن خدا و شناختن امام است» (و آيه در باب عقل گذشت).
٤٨٠/ ١٢. محمد بن يحيى، از عبداللَّه بن محمد، از على بن حكم، از ابوبصير روايت كرده است كه گفت: امام محمد باقر عليه السلام به من فرمود كه: «آيا امام خود را شناختهاى؟» عرض كردم:
بلى، به خدا سوگند پيش از آنكه از كوفه بيرون روم. حضرت فرمود: «در اين هنگام تو را بس است».
٤٨١/ ١٣. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد، از محمد بن اسماعيل، از منصور بن يونس، از بُريد روايت كرده است كه گفت: شنيدم از امام محمد باقر عليه السلام كه تكلم مىفرمود در تفسير قول خداى تبارك و تعالى «أَ وَ مَنْ كانَ مَيْتاً فَأَحْيَيْناهُ وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً يَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ»[٢]، يعنى: «آيا آن كس كه مرده بود، پس زنده كرديم او را و قرار داديم او را نور و روشنى كه مىرود به آن نور در ميان مردمان» [چون كسى است كه داستانش يا خودش در تاريكىها مانده چنان نباشد كه بيرون آيد از آن].
[١]. بقره، ٢٦٩.
[٢]. انعام، ١٢٢.