تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٦٢٩
آن در، و راهى كه هر كه در غير آن در آيد، هلاك مىگردد. و همچنين اين حكم از براى ائمّه هدى، يك به يك، به ترتيب جارى و روان است. و خدا ايشان را ركنهاى زمين گردانيده، تا اهل خويش را نجنباند، و يا به جهت كراهت آنكه حركت كند و ساكنان خود را متحرّك سازد.
و حجّت رساى خداست بر هر كه در بالاى زمين و هر كه در زير خاك است.
و امير المؤمنين عليه السلام در بسيارى از اوقات مىفرمود كه: منم قسمت كننده از جانب خدا در ميانه بهشت و دوزخ. و منم فاروق بزرگتر كه در ميانه حق و باطل، به غايت فرق مىكنم و جدايى مىافكنم. و منم صاحب عصاى موسى و داعى و آلت نشان (يا انگشتر سليمان كه در زمان رجعت، آن را ميان دو چشم كافر يا بينى او، مىزند كه نقش مىبندد كه: اين كافر است. يا رويش سياه مىشود؛ چنانكه در احاديث مذكور است). و هر آينه اقرار كردند از براى من، همه فرشتگان و روح القدس (يا روح الأمين، يا روح مؤمنان) و تمام رسولان خدا، به مثل آنچه از براى محمد صلى الله عليه و آله به آن اقرار نمودند (يعنى چنانچه از براى محمد صلى الله عليه و آله به رسالت و تقدّم و شرافت آن حضرت بر همه ايشان اقرار نمودند، از براى من نيز اقرار به ولايت و امامت و تقدّم و شرافت من بر همه ايشان كردند).
و هر آينه بار شدم بر حمولهاى كه مثل حموله آن حضرت است.[١] (و بنابراين، معنى عبارت آن است كه بار شده است بر من، بارها كه مانند بارهايى است كه بر آن حضرت بار شده بود). در اين حموله، حمولهاى است كه به سوى پروردگار منسوب است (و مراد از آن، معارف الهيّه، يا خلافت و تكاليف و علوم است و اينها از راه كه صاحب خويش را به مقام انس و منزل قرب مىرسانند، حامل و بار كشند و از آن راه كه حالتى هستند در مكلّف و صفتى از صفات او، محمولاند كه مكلّف آنها را بر مىدارد).
و به درستى كه خدا، رسول صلى الله عليه و آله خود را مىطلبد و او را خلعت كرامت مىپوشاند، و مرا نيز مىطلبد و خلعت مىپوشاند و او را امر مىفرمايد كه سخن گويد و مرا نيز مىفرمايد كه سخن گويم. پس من سخن مىگويم به وضع سخن گفتن آن حضرت. و هر آينه خدا خصلتهاى چند را به من عطا فرموده كه كسى كه پيش از من، مرا به سوى آنها پيشى نگرفته، و آنها اين است كه: علم مرگها و بلاها و نسبهاى مردمان و فصل خطاب را به من تعليم داده (كه
[١]. و حَموله، به فتح حا و ضمّ ميم، شتر است و غير آن، از هر چه بر آن بار كنند. و به ضمّ حا، بارها را گويند.( مترجم)