تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ١٣١
از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه آن جناب فرمود كه: «در ميانه ايمان و كفر، واسطهاى نيست مگر كمىِ عقل».
به آن حضرت عرض شد كه: اى پسر رسول خدا، معنى اين، چه چيز است؟
فرمود كه: «بنده خدا، حاجت خويش را به سوى مخلوق مىبرد. پس اگر نيت خويش را از براى خدا خالص گرداند، هر آينه مىآيد او را آنچه خواسته باشد در زمانى كه از اين شتابانتر باشند».
٣٤/ ٣٤. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند از سهل بن زياد، از عبيداللَّه دهقان، از احمد بن عمر حلبى، از يحيى بن عمران، از امام جعفر صادق عليه السلام كه آن حضرت فرمود كه:
«امير المؤمنين عليه السلام مىفرمود كه: به عقل، قعر حكمت بيرون آورده شد و به حكمت، قعر عقل بيرون آورده شد، و به نيكى سياست و قهر كردن بر بدكار، ادب شايسته به هم مىرسد».
و فرمود كه: «مىفرمود كه: انديشه كردن، باعث زندگى دل بينا است؛ چنانچه دونده مىرود در تاريكىها به روشنى، به واسطه نيكى رهايى و رستن و كمى چشم داشت».
٣٥/ ٣٥. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از عبداللَّه بزّاز، از محمد بن عبدالرحمان بن حمّاد، از حسن بن عمّار، از امام جعفر صادق عليه السلام كه در ضمن حديث طولانى فرمود كه:
«اولِ امور و آغازش، و قوت و آبادانىاش كه هيچ چيزى جز به آن سودمند نيست، عقلى است كه خداوند زينت آفريدههايش و نور آنها قرار داده است. پس با عقل، بندگان، آفريدگارشان را مىشناسند و مىفهمند كه آنها آفريده شدهاند. و اينكه خدا، مدبر آنهاست و آنها تدبير مىشوند. و نيز مىفهمند كه خدا، ماندگار و آنها رفتنىاند. مردم با عقلشان استدلال مىكنند بر آنچه از آفريده خدا ديدهاند، از آسمان و زمين و خورشيد و ماه و شب و روز خدا و مردم و اينكه خدا، آفريدگارمردم و اينهاست، و تدبير كنندهشان هميشه بوده و خواهد بود. و با او، خوب و بد را مىشناسند، و ظلمت را در نادانى مىدانند، و نور را در علم اين آن چيزى است كه عقل به آن راهنمايى مىكند».
به ايشان گفته شد كه: آيا براى بندگان عقل كافى است و نه غير عقل؟
فرمود كه: «عاقل، به خاطر دلالت عقلش كه خدا آن را مايه قوام و زينت و هدايت او قرار داده، مىفهمد كه خدا حق است. و خدا، پروردگار اوست و مىداند كه پروردگارش خوشى و ناخوشى دارد، و طاعت و معصيت دارد. و در مىيابد كه عقلش به خوشى و ناخوشى خدا، راه