تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٣٢٩
ايشان را مىداند».
٢٧٥/ ٣. محمد بن ابى عبداللَّه، از محمد بن اسماعيل، از حسين بن حسن، از بكر بن صالح، از حسن بن سعيد، از ابراهيم بن محمد خزّاز و محمد بن حسين روايت كرده است كه گفتند: به خدمت ابوالحسن حضرت على بن موسى الرضا عليه السلام رفتيم و از براى آن حضرت حكايت نموديم آنچه را كه مشبّهه مىگويند كه محمد، پروردگار خويش را ديد در هيئت و صورت جوان مستوى الخلقه خوش اندام (يا كم سال كه به حد كمال رسيده باشد)، يا لايق به هر چيز در سن پسران سى ساله و عرض كرديم كه: هشام بن سالم و صاحب طاق و ميثمى مىگويند كه آن جناب، از پايين تا ناف، ميان خالى است، و بقيه بدنش توپر است كه ميان ندارد.
حضرت بر رو در افتاد و از براى خدا سجده نمود و گفت كه: «تسبيح مىكنم تو را و تو را پاك و منزه مىشمارم از نقص و عيب تشبيه. تو را نشناختند و تو را به يگانگى پرستش نكردند. پس از اين جهت، تو را وصف كردند و تو را پاك و منزه مىشمارم، اگر تو را مىشناختند، هر آينه تو را وصف مىنمودند به آنچه تو خويش را با آن وصف فرمودهاى و تو را تسبيح مىكنم. آيا چگونه نفسهاى ايشان، ايشان را فرمانبردارى نمود كه تو را به غير تو تشبيه كنند؟ بار خدايا، تو را وصف نمىكنم، مگر به آنچه تو خود را با آن وصف فرمودهاى، و تو را با آفريدگان تو تشبيه نمىكنم، و تويى سزاوار هر خوبى. پس مرا از گروه ستمكاران مگردان».
بعد از آن، به جانب ما التفات نمود و فرمود كه: «آنچه را كه توهم كنيد و به خيال شما در آيد، خدا را غير از آن توهم كنيد». بعد از آن فرمود كه: «ما آل محمد، گروهى هستيم به يك روش و ميانهرو، كه آن كس كه از حق در گذشته (يا دست بالا گرفته)، ما را در نيابد، و آنكه در پهلو در آمده، ما را سبقت نگيرد، يا به سوى ما نشتابد» (حاصل معنى، آنكه آنها كه از حد در گذشتهاند، به سوى ايشان باز نمىگردند و آنان كه تقصير كردهاند، به ايشان ملحق نمىشوند).
بعد از آن حضرت فرمود كه: «اى محمد، به درستى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله در آن هنگام كه به سوى عظمت و بزرگى پروردگار خويش نظر نمود در هيئت جوان مذكور و در سن پسران سى ساله بود. اى محمد، پروردگار من، از آن عظيمتر است و جلالتش از اين بيشتر كه در صفت آفريدگان باشد».