تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٦٨٣
گفت: شنيدم از امام جعفر صادق عليه السلام كه مىفرمود: «رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود كه: هر كه خواسته باشد كه به روش زندگانى من زندگانى كند، و به روش مردن من بميرد، و داخل شود در جنّت عدن (كه بهشتى است كه محلّ اقامه پرهيزكاران است و خدا درختان آن را به دست قدرت خويش نشانيده)، پس بايد كه على بن ابىطالب را عليه السلام دوست دارد و با دوست او، دوستى كند، و با دشمن او، دشمنى ورزد، و به امامت اوصياى بعد از او، قائل باشد.
پس به درستى كه ايشان عترت منند كه از گوشت و خون من به هم رسيدهاند. خدا فهم و علم مرا به ايشان عطا كند (يا آن را به ايشان عطا فرموده). و به سوى خدا شكايت مىكنم از امّت خويش كه فضل ايشان را انكار مىكنند، و جائزه مرا (كه خلافت است)، در باب ايشان قطع مىكنند، و نمىگذارند كه به ايشان برسد (يا صله و پيوند مرا در حقّ ايشان قطع مىكنند و آن را رعايت نمىكنند). و به خدا سوگند، كه پسر مرا خواهند كشت، خدا شفاعت مرا به ايشان نرساند».
٥٤٥/ ٦. محمد بن يحيى، از محمد بن حسين، از موسى بن سعدان، از عبداللَّه بن قاسم، از عبد القهّار، از جابر جُعفى، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه آن حضرت فرمود كه: «رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود كه: هر كه او را شاد گرداند كه به روش زندگى من زندگى كند، و به روش مردن من بميرد، و داخل شود در آن بهشتى كه پروردگار من مرا وعده فرموده، و چنگ زند به شاخ درختى كه پروردگار من آن را به دست قدرت خود غَرس فرموده، پس بايد كه على بن ابىطالب عليه السلام و اوصياى بعد از او را دوست دارد.
پس به درستى كه ايشان شما را در راه گمراهى داخل نمىكنند، و شما را از درِ راه راست، بيرون نمىبرند. پس ايشان را تعليم مدهيد؛ زيرا كه ايشان، از شما داناترند. و به درستى كه من، از پروردگار خويش درخواستم كه در ميانه ايشان و كتاب خود (كه قرآن است) جدايى نيندازد، تا در نزد حوض كوثر بر من وارد شوند همچنين- و حضرت دو انگشت سبابه خويش را به هم ضمّ فرمود- و فرمود كه: پهناى آن حوض به قدر مسافت ميان صنعاء و ايله است.[١] (و به هر تقدير، مراد حضرت عليه السلام بيان وسعت آن حوض است، نه تقدير اندازه آن؛ زيرا كه اندازه آن بسيار بيش از اين است). و در كنار آن حوض، قدحهاى نقره و طلا است، به
[١]. و صنعاء شهرى است در يمن. و أيله به فتح همزه، كوهى است در ميانه مكّه و مدينه، و شهرى است در ميانه يَنْبُعْ ومصر و به كسر همزه، دهى است در باخرز.( مترجم)