تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٥٨
آيه كريمه «يَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَنْ يَشاءُ»[١] ملك زادهاى كه باز بلند پرواز و همت والانهمتش[٢] را با عقاب چرخ دعواى همسرى، و شاهزادهاى كه شاهين سعادت قرين اقبال همايون فالش را با هماى سپهر، و طاير زرّين جناح مهر هواى برترى، اطواق عبوديتش، زينت اعناق گردنكشان جهان و آرزوى ادراك سعادت خدمتش، مكنون خاطر سروران دوران، مزارع آمال پژمردگان، از أمطار سحاب عطايش خرّم و سيراب، و از صفير عندليب[٣] خوش الحان خامه عدالت نگارش، اندوه در زواياى خاطرها ناياب، مستمسك عروة الوثقاى عقل كامل، و مستعصم حبل المتين عدل شامل، ممهّد[٤] اساس اعلاى دين مبين، و مشيّد بناى والاى شرع متين، خجسته رأى نيك بخت، و زيبنده تاج و تخت، فرمان فرماى فرمان روا، شاهزاده محمد ولى ميرزا، مدّ اللَّه ظلال جلاله على مفارق العالمين و شدّ أطناب دولته بأوتاد ظهور خاتم الوصيين- صلوات اللَّه عليه و على آبائه الأبرار ما طلعت شمس النهار و أهلّة الشهور و أورقت الأشجار- أمر أشرف والا، عزّ صدور يافت كه اين داعى از اول كتاب عقل و جهل تا آخر كتاب ايمان و كفر از كتاب مستطاب كافى را كه تأليف ثقة الاسلام و المسلمين رئيس العلماء و المحدّثين شيخ الفقهاء الكاملين، آية اللَّه في العالمين أبو جعفر محمد بن يعقوب بن اسحاق كليني رازي- رضوان اللَّه عليه- است، به لغت فارسى مأنوس به طورى كه قريب به فهم باشد، ترجمه نمايد و در بند حسن عبارت و نيكى كنايت و استعارت نباشد، و در حلّ اشكال و رفع اعضال[٥] كه در خلال عبارات فصاحت و بلاغت علامات احاديث آن است، چيزى مذكور نشود، مگر آنچه تعلق به صحت و سقم نسخه و عبارت داشته باشد، و آنچه عرض آن موجب طول و ملال و باعث زوال و اخلال مقصود اصلى و مطلوب كلى، كه فهميدن اصل ترجمه است، نباشد تا نفعش اعم و فايدهاش در اين باب اتم بوده باشد؛ زيرا كه
[١]. بقره، ١٠٥.
[٢]. غايت آرزو و كمال مقصود.
[٣]. هزاردستان، بلبل هزار آواز كه به آوازهاى گوناگون بانگ كند.
[٤]. زمينه ساز.
[٥]. پيچيده.