تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٨٣٣
بعد از آن رسول خدا صلى الله عليه و آله به على عليه السلام فرمود كه: اى برادر من، آيا مىدانى كه اين دو انار چه بود؟
على عليه السلام عرض كرد: نه، پيغمبر فرمود: امّا انار اوّل، پيغمبرى بود كه تو را در آن بهرهاى نيست و امّا انار ديگر، علم بود كه تو در آن شريك منى».
حمران مىگويد كه: به حضرت عرض كردم كه: خدا تو را به اصلاح آورد، چگونه مىشود كه على عليه السلام شريك آن حضرت باشد در علم؟ حضرت فرمود كه: «خدا هيچ علمى را به محمد صلى الله عليه و آله تعليم نفرمود، مگر آنكه او را امر فرمود كه: آن را به على عليه السلام تعليم كند».
٦٨٧/ ٢. على، از پدرش، از ابن ابى عمير، از ابن اذينه، از زراره، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «جبرئيل عليه السلام بر رسول خدا صلى الله عليه و آله فرود آمد با دو انار بهشت، و هر دو را به پيغمبر داد. پيغمبر يكى از آنها را تناول فرمود، و ديگرى را نصف نمود و نصف آن را به على عليه السلام عطا فرمود، و آن حضرت آن را تناول نمود. پيغمبر فرمود كه: يا على، امّا انار اوّل كه من آن را خوردم، پيغمبرى است كه تو را در آن بهرهاى نيست، و امّا انار ديگر، علم است كه تو در آن شريك منى».
٦٨٨/ ٣. محمد بن يحيى، از محمد بن حسن، از محمد بن عبدالحميد، از منصور بن يونس، از ابن اذينه، از محمد بن مسلم روايت كرده است كه گفت: شنيدم از امام محمد باقر عليه السلام كه مىفرمود: «جبرئيل عليه السلام بر محمد صلى الله عليه و آله فرود آمد با دو انار بهشت، على عليه السلام آن حضرت را ملاقات كرد و عرض كرد كه: اين دو انار چيست كه در دست تو است؟ فرمود كه: امّا اين انار، پيغمبرى است كه تو را در آن بهرهاى نيست و امّا اين انار، علم است. بعد از آن رسول خدا صلى الله عليه و آله، آن انار را شكافت و دو نصف كرد و يك نصف آن را به على عليه السلام عطا فرمود و نصف ديگر را رسول خدا صلى الله عليه و آله خود برداشت. پس فرمود كه: تو شريك منى در علم و من در آن شريك توام. و به خدا سوگند، كه رسول خدا صلى الله عليه و آله ندانست يك حرف را از آنچه خداى عزّوجلّ به او تعليم كرد، مگر آنكه آن را به على عليه السلام تعليم كرد، بعد، از آن، علم به سوى ما منتهى شد». پس دست خود را بر سينه خويش گذاشت. باب در بيان جهات و وجوه علوم ائمه
٥٠. باب در بيان جهات و وجوه علوم ائمه عليهم السلام
٦٨٩/ ١. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد، از محمد بن اسماعيل، از عمويش حمزة بن بَزيع، از على سائى، از ابوالحسن اوّل حضرت امام موسى كاظم عليه السلام روايت كرده