تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٨٠٩
سُويد، از يحيى حلبى، از ذَريح مُحاربى روايت كرده است كه گفت: امام جعفر صادق عليه السلام فرمود كه: «اى ذَريح، اگر نه اين بود كه علم ما زياد مىشود، هر آينه بىعلم مىشديم».
٦٥٩/ ٣. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد ابى نصر، از ثعلبه، از زراره روايت كرده است كه گفت: شنيدم از امام محمد باقر عليه السلام كه مىفرمود: «اگر نه اين بود كه علم ما زياد مىشود، هر آينه بىعلم مىشديم». زراره مىگويد كه: عرض كردم كه: شما زياد مىشويد چيزى را كه رسول خدا صلى الله عليه و آله آن را نداند؟ حضرت فرمود كه: «آگاه باش كه چون اين علم به هم رسد، اوّل به رسول خدا صلى الله عليه و آله عرض مىشود، بعد از آن بر ائمّه، پس امر به سوى ما منتهى مىشود». باب در بيان اينكه ائمّه مىدانند همه علومى را ...
٦٦٠/ ٤. على بن ابراهيم، از محمد بن عيسى، از يونس بن عبدالرّحمان، از بعضى از اصحاب خويش، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «نيست چيزى كه از نزد خداى عزّوجلّ بيرون آيد، مگر آنكه ابتدا مىشود به رسول خدا صلى الله عليه و آله، بعد از آن به امير المؤمنين عليه السلام، پس يك به يك از ائمّه به ترتيب تا آنكه آخر ما داناتر از اوّل ما نباشد».
٤٤. باب در بيان اينكه ائمّه عليهم السلام مىدانند همه علومى را كه بيرون آيد به سوى فرشتگان و پيغمبران و رسولان عليهم السلام
٦٦١/ ١. على بن محمد و محمد بن حسن روايت كردهاند، از سهل بن زياد، از محمد بن حسن بن شموّن، از عبداللَّه بن عبدالرّحمان، از عبداللَّه بن قاسم، از سَماعه، از امام جعفر صادق عليه السلام كه فرمود: «به درستى كه خداى تبارك و تعالى را دو علم است: يكى علمى است كه فرشتگان و پيغمبران و رسولان خويش را بر آن مطلّع گردانيده، پس آنچه فرشتگان و رسولان و پيغمبران خويش را بر آن مطلّع ساخته، ما آن را دانستيم (يا خدا آن را به ما تعليم داد)، و ديگر علمى است كه مخصوص خود ساخته، پس چون خدا را در چيزى از آن بدا واقع شود، آن را به ما اعلام مىفرمايد، و اوّل عرض مىشود بر امامانى كه پيش از ما بودهاند».
على بن محمد و محمد بن حسن، از سهل بن زياد، از موسى بن قاسم و محمد بن يحيى، از عَمْركى بن على، همه از على بن جعفر، از برادرش موسى بن جعفر عليهما السلام مثل اين را روايت كردهاند.
٦٦٢/ ٢. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از احمد بن محمد، از حسين بن سعيد،