تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٥٢٥
وليكن خدا هدايت مىكند هر كه را مىخواهد». و فرموده كه: «أَ فَأَنْتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّى يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ»[١]، يعنى: آيا پس تو اكراه مىكنى مردمان را تا مؤمن شوند و ايمان آورند». و حضرت فرمود كه: «مردم را واگذاريد؛ زيرا كه مردم، دين خويش را از مردم گرفتند و شما آن را از رسول خدا صلى الله عليه و آله گرفتيد.
و به درستى كه از پدرم عليه السلام شنيدم كه مىفرمود: هرگاه خداى عزّوجلّ بنويسد و واجب كند بر بندهاى كه در اين امر (كه تشيع است) داخل شود، به سوى آن شتابانتر باشد از مرغ به سوى آشيانه خويش».
٤٣٣/ ٤. ابو على اشعرى، از محمد بن عبدالجبّار، از صفوان بن يحيى، از محمد بن مروان، از فُضيل بن يسار روايت كرده است كه گفت: به امام جعفر صادق عليه السلام عرض كردم كه:
مردم را به سوى تشيع بخوانيم؟ حضرت فرمود: «نه اى فضيل. به درستى كه هرگاه خداى عزّوجلّ خيرى را خواست به بنده اراده داشته باشد، فرشتهاى را امر فرمايد كه گردن او را بگيرد و او را در اين امر داخل گرداند؛ خواه رغبت داشته باشد و خواه كراهت».
تمام شد كتاب عقل و توحيد از كتاب كافى، و در پهلوى آن در مىآيد كتاب حجت در جزء دوم از كتاب كافى كه تأليف شيخ ابو جعفر محمد بن يعقوب كلينى است. رحمت خدا بر او باد.
[١]. يونس، ٩٩.