تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ١٢١
«كاملترين مردمان از روى عقل خويش، خوش خلقتر ايشان است».
١٨/ ١٨. على، از ابى هاشم جعفرى روايت كرده است كه گفت: در خدمت حضرت امام رضا عليه السلام بوديم و عقل و ادب را ذكر نموديم، حضرت فرمود كه: «اى ابوهاشم، عقل، عطيهاى است از جانب خدا و ادب (كه خوش رفتارى و خوش گفتارى است در گفتن و نوشتن و زيستن)، كسبى است كه به رنج و زحمت، حاصل مىتوان كرد. پس هر كه ادب را به خود بندد، بر آن قادر گردد، و هر كه عقل را به خود بندد، چيزى را زياد نمىكند به سبب اين، مگر جهل».
١٩/ ١٩. على بن ابراهيم، از پدرش، از يحيى بن مبارك، از عبداللَّه بن جَبَله، از اسحاق بن عمار، از امام جعفر صادق روايت كرده است كه گفت: به خدمت آن حضرت عرض كردم كه:
فداى تو گردم، به درستى كه مرا همسايهاى است كه بسيار نماز مىكند و صدقه بسيار مىدهد و حج بسيار به جا مىآورد و هيچ ناخوشى در او نيست. حضرت فرمود كه: «اى اسحاق، عقلش چگونه است؟» اسحاق گفت كه: گفتم: فداى تو گردم او را عقل درستى نيست.
حضرت فرمود كه: «عملش بالا نمىرود و مقبول نمىشود، به واسطه بى عقلى كه دارد».
٢٠/ ٢٠. حسين بن محمد، از احمد بن محمد سيّارى، از ابو يعقوب بغدادى روايت كرده است كه گفت: ابن سكيت به خدمت حضرت امام رضا عليه السلام عرض كرد كه: چرا خدا موسى بن عمران را با عصا و يد بيضا (كه سفيدى آن به طورى بود كه شعاع آن بر شعاع آفتاب غلبه مىنمود) و با آلت سحر و جادو (چيزى چند كه به جادوگرى مىمانست)، فرستاد و حضرت عيسى را با آلت طبابت مبعوث گردانيد و جناب محمد را- صلى اللَّه عليه و آله و على جميع الانبياء- به معجزه سخن و خطبههاى فصيحه بليغه فرستاد؟ حضرت امام رضا عليه السلام فرمود كه:
«خدا چون موسى عليه السلام را مبعوث گردانيد، سحر بر اهل عصرش غالب بود (چه ساحران در آن زمان بسيار بودند). پس از نزد خدا به سوى ايشان چيزى را آورد كه مثل آن در قوه ايشان نبود، و آورد آنچه را كه سحر ايشان به آن را باطل گردانيد، و به واسطه آن حجت را بر ايشان تمام كرد. و خدا عيسى عليه السلام را فرستاد در هنگامى كه ناخوشىهاى مزمن كه بهْ شدن آن دشوار بود در آن زمان ظاهر شده بود، و مردم به طبابت محتاج بودند، پس از نزد خدا ايشان را چيزى چند آورد كه مثل آن در قوه ايشان نبود؛ چون مردگان را از براى ايشان زنده گردانيدن و كور مادرزاد و پيس را چاق نمودن به فرمان خدا، و به اين علت، حجت خدا را بر ايشان تمام