تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٨٧٥
عبداللَّه بن ابى يعفور، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «امام نمىميرد تا بداند كسى را كه بعد از او امام مىباشد، پس او را وصىّ خود مىگرداند».
٧٣٦/ ٦. احمد بن ادريس، از محمد بن عبدالجبّار، از صفوان بن يحيى، از معلّى ابى عثمان، از مُعلّى بن خُنيس، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «به درستى كه امام مىشناسد امامى را كه بعد از اوست، پس به سوى او وصيّت مىكند».
٧٣٧/ ٧. احمد، از محمد بن عبدالجبّار، از ابوعبداللَّه برقى، از فَضالة بن ايّوب، از سليمان بن خالد، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه آن حضرت فرمود كه: «هيچ امامى نمىميرد تا آنكه خداى عزّوجلّ او را اعلام فرمايد كه به سوى كى وصيّت كند و كه را جانشين خود گرداند».
٦٠. باب در بيان اينكه امامت عهد و پيمانى است از جانب خداى عزّوجلّ كه معهود و معروف است از امامى به سوى امامى ديگر عليهم السلام
٧٣٨/ ١. حسين بن محمد، از مُعلّى بن محمد، از حسن بن على وشّاء، روايت كرده است كه گفت: حديث كرد مرا عمر بن ابان، از ابوبصير كه گفت: در نزد امام جعفر صادق عليه السلام بودم، پس اوصيا را ذكر كردند و من اسماعيل را ذكر كردم (يعنى: گفتم كه اسماعيل پسر آن حضرت، امام خواهد بود)، حضرت فرمود: «نه، به خدا سوگند اى ابا محمد، تعيين امام به سوى ما تفويض نشده، و نيست اين امر، مگر مفوّض به سوى خداى عزّوجلّ كه يك به يك را به ترتيب در جاى خويش فرود مىآورد».
٧٣٩/ ٢. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد، از حسين بن سعيد، از ابن ابى عمير، از حمّاد بن عثمان، از عمرو بن اشعث روايت كرده است كه گفت: شنيدم از امام جعفر صادق عليه السلام كه مىفرمود: «آيا چنان مىدانيد كه وصيّت كننده از ما امامان، به سوى هر كه اراده داشته باشد وصيّت مىكند، نه، به خدا سوگند كه چنين نيست، وليكن عهد و پيمانى است از جانب خدا و رسول او صلى الله عليه و آله، براى مردانى چند به ترتيب تا آنكه منتهى شود به صاحب آن» (يعنى: صاحب الأمر- عجّل اللَّه ظهوره-).
حسين بن محمد، از مُعلّى بن محمد، از محمد بن جمهور، از حمّاد بن عيسى، از منهال، از عمرو بن اشعث، از امام جعفر صادق عليه السلام مثل اين را روايت كرده است.