تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٨
ترجمههاى كافى
در آغاز، بايدم گفت كه به دليل ساختار آموزشى و نيز جايگاه ويژه مباحث دينى، عالمان و دانشمندان دينى، چندان روا نديدهاند و يا شرايط را مساعد نيافتهاند كه همه علوم و آموزههاى اسلامى را در حوزه مكتوب، همگانى كنند، به گونهاى كه تودههاى مردم، خود به صورت مستقيم، از آنها بهره ببرند. از اين رو، آن گونه كه امر تبليغ شفاهى و وعظ و خطابه، رونق و رواج داشته، ترجمه متون دينى به زبان فارسى و يا هر زبانى كه مسلمانان به آن زبان سخن مىگويند، از دورانهاى كهن، چندان جايگاهى در فعاليتهاى تبليغى و آموزشى مراكز علمى و آموزشى دينى نداشته و از اين رو، دانش آموخته متخصص در امر ترجمه دين هم پروريده نشده، و ترجمههاىدينى، غالباً بنياد علمى و اساس درستى ندارند. و از اين جهت است كه به رغم اهميت بىنظير كتاب كافى، و با وجود نياز مسلمانان غير عرب به آن، تا كنون ترجمههاى خوشايند و يا به سخن بهتر، ترجمههاى متناسبى از آن به عمل نيامده، و آنچه در قرنهاى اخير و بلكه در قرن اخير انجام شده، با آنچه بايد مىشده، چندان نسبتى ندارد.
ديرينهترين ترجمه كافى به دوران صفويه، بيش از سه قرن پيش باز مىگردد كه يكى از عالمان قزوين در اول قرن يازدهم ه به درخواست پادشاه وقت، به آن اقدام كرده است. البته، سعيد نفيسى (١٢٧٤-/ ١٣٤٥)، فهرست نگار كتابخانه مجلس شوراى ملى ايران، نسخهاى از شرحى فارسى بر كافى يا ترجمه يكى از شروح الكافى را به صورت احتمال از سده ششم هجرى دانسته است، كه بنا براين، اولين ترجمه الكافى بشمار مىآيد.
تا كنون عالمان رسالت شناسى، بر اساس نياز زمانه، به ترجمه بخشهايى از كتاب اصول الكافى و پارهاى همه آن، و كسانى هم روضه و يا به ترجمه فروع آن و گاهى احاديثى برگزيده از آن، مبادرت كردهاند-/ كه سعيشان مشكور باد-/. برخى از اين ترجمهها خطى است، و برخى ديگر به چاپ رسيده است. ترجمههاى خطى گزارش شده در فهارس نسخ خطى، از اين قرار است:
١. شرح كافى يا ترجمهاى از يكى از شروح كافى از شخصى به نام مير حسين كه