تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٨٦١
و روح حركت كردن و در نورديدن و رفتن را در ايشان قرار داده و آن، روحى است كه مردمان به آن مىروند و مىآيند.
و در مؤمنان كه اصحاب دست راستاند، روح ايمان را قرار داد كه به آن، از خدا ترسيدند، و روح قوّت را در ايشان قرار داد كه به آن، بر طاعت خدا قوّت و قدرت به هم رسانيدند و روح شهوت را در ايشان قرار داد كه به آن، خواهشمند طاعت خدا شدند، و روح حركت كردن و درنورديدن و رفتن را در ايشان قرار داد كه مردمان به آن، مىروند و مىآيند».
٧١٧/ ٢. محمد بن يحيى، از محمد بن احمد، از موسى بن عمر، از محمد بن سِنان، از عمّار بن مروان، از مُنخَّل، از جابر، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه گفت: آن حضرت را از علم عالم (يعنى: امام عليه السلام) سؤال كردم. به من فرمود كه: «اى جابر، به درستى كه در پيغمبران و اوصياى ايشان، پنج روح است: روحالقدس، و روح ايمان، و روح حيات، و روح قوّت، و روح شهوت. اى جابر، پس ايشان به روحالقدس شناختند آنچه را كه در زير عرش است، تا آنچه در زير خاك مىباشد». بعد از آن، فرمود كه: «اى جابر، به درستى كه اين ارواح چهارگانه، ارواحى چنداند كه حوادث به ايشان مىرسد، مگر روحالقدس؛ زيرا كه روحالقدس مشغول لهو و لعب نمىگردد».
٧١٨/ ٣. حسين بن محمد، از مُعلّى بن محمد، از عبداللَّه بن ادريس، از محمد بن سنان، از مُفضّل بن عمر، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه گفت: آن حضرت را سؤال كردم از وجه دانستن امام به آنچه در اطراف زمين واقع مىشود، و حال آن حضرت در خانه خود نشسته و پرده بر او آويخته است.
حضرت فرمود كه: «اى مفضّل، به درستى كه خداى تبارك و تعالى در پيغمبر صلى الله عليه و آله پنج روح را قرار داد: روح حيات كه به آن حركت نمود و راه پيمود، و روح قوّت كه به آن برخاست و جهاد فرمود، و روح شهوت كه به آن خورد و آشاميد و با زنان از حلال مجامعت نمود، و روح ايمان كه به آن ايمان آورد و عدالت كرد، و روحالقدس كه به آن بار نبوّت را برداشت، و چون قبض روح مُطهّر پيغمبر شد، روحالقدس از آن حضرت منتقل شد و به سوى امام آمد، و روحالقدس خواب نمىكند و غافل نمىشود، و مشغول لهو و لعب نمىگردد، و فخر و تكبّر ندارد. و چهار روح ديگر، خواب مىكنند و غافل مىشوند، و مشغول لهو و لعب مىگردند، و فخر و تكبّر دارند. و امام به روحالقدس مىبيند و مىداند».