تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٧٣٥
هيچكس ادّعا نكرده كه همه قرآن را جمع نموده، چنانچه فرو فرستاده شده، مگر آنكه به غايت دروغگو باشد و آن را چنانچه خدا فرو فرستاده، جمع و حفظ نكرده، مگر على بن ابىطالب و امامان بعد از آن حضرت عليهم السلام».
٦١١/ ٢. محمد بن حسين، از محمد بن حسين، از محمد بن سِنان، از عمّار بن مروان، از مُنَخَّل، از جابر، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه آن حضرت فرمود كه: «هيچكس نمىتواند كه ادّعا نمايد كه تمام قرآن و همه ظاهر و باطن آن، نزد اوست، و آنها را مىداند غير از اوصياى پيغمبر».
٦١٢/ ٣. على بن محمد، و محمد بن حسن، از سهل بن زياد، از قاسم بن ربيع، از عبيد بن عبداللَّه بن ابىهاشم صَيرفى، از عمرو بن مُصعب، از سلمة بن مُحْرِز روايت كرده است كه گفت: شنيدم: از امام محمد باقر عليه السلام كه مىفرمود: «از جمله علم آنچه به ما عطا شده، تفسير قرآن و احكام آن، و علم تغيير زمان و انتقال و انقلاب آن از حالى به حالى و از وصفى به وصفى، و واقعه تازه يا نوىِ و تازگى آن است. و چون خدا به گروهى خوبى را اراده فرمايد، ايشان را شنوا گرداند، و اگر شنوا گرداند، به گوشهاى ظاهرى آنكه را كه نمىشنود، به گوش باطن هر آينه پشت بگرداند و اعراض كند، به مرتبهاى كه گويا نشنيده است».
پس حضرت اندكى ساكت شد بعد از آن فرمود: «و اگر مىيافتيم ظرفها و جاى استراحت و آسايش را (كه مراد از آن، دلهاى گشاده كه حافظ معارف حقيقيّه است و دلى كه خالى باشد، از مشاغلى كه مانع از ادراك حقّ و قبول آن باشد)، هر آينه مىگفتيم آنچه مىگفتيم (كه زبان تاب گفتن و گوش طاقت شنيدن آن را ندارد)، و خدا يارى خواسته شده است (كه در همه امور از او يارى مىجوييم).
٦١٣/ ٤. محمد بن يحيى، از محمد بن حسين، از محمد بن عيسى، از ابوعبداللَّه مؤمن، از عبدالأعلى- مولاى آل سام- روايت كرده است كه گفت: شنيدم از امام جعفر صادق عليه السلام كه مىفرمود: «به خدا سوگند، كه من كتاب خدا را از اوّل تا آخر آن مىدانم، كه گويا همه آن در كف دست من نوشته است، و در آن است خبر آسمان و زمين و خبر آنچه بوده و آنچه خواهد بود. خداى عزّوجلّ فرموده است: «فيه تِبْياناً لِكُلِّ شَيْءٍ»».
(در باب وجوب ردّ به سوى كتاب خدا و سنّت پيغمبر صلى الله عليه و آله نظير اين حديث مذكور شد، و مذكور شد كه اين آيه در قرآن نيست، و با توجيه آن).