تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٨٥٧
كه: بعد از آن، عرض كردم كه: يا ابن رسول اللَّه، آيهاى كه فرمودى، مرا به آن خبر مىدهى كه چه آيه بود؟ حضرت فرمود: «به خدا سوگند كه آن آيه، فرموده خداى عزّوجلّ است كه: «وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ وَ لا نَبِيٍّ»[١] [و لا محدّث]. و على بن ابىطالب عليه السلام محدّث بود».
مردى كه او را عبداللَّه بن زيد مىگفتند و برادر مادرى على بن الحسين بود (يعنى: مادرش مادرخوانده آن حضرت بود. و بعضى گفتهاند كه مادر رضاعى آن حضرت بود و به هر تقدير). عبداللَّه به حضرت عرض كرد از روى تعجّب كه: سبحان اللَّه، على عليه السلام، محدّث بود؟
گويا كه اين را انكار داشت. حضرت امام محمد باقر عليه السلام رو به او آورد و فرمود كه: «بدان كه به خدا سوگند كه پسر مادرت بعد از آن حضرت اين را مىشناسد». حكم مىگويد كه چون حضرت اين سخن را فرمود، عبداللَّه ساكت شد. پس فرمود كه: «همين آيه است كه ابوالخّطاب (كه محمد بن مقلاص است) در آن هلاك گرديد؛ زيرا كه ندانست كه تفسير محدّث و نبى چيست» (و هر دو را يكى دانست).
٧١٣/ ٣. احمد بن محمد و محمد بن يحيى، از محمد بن حسن، از يعقوب بن يزيد، از محمد بن اسماعيل روايت كردهاند كه گفت: شنيدم از امام موسى كاظم عليه السلام كه مىفرمود:
«ائمّه، علماى راستگويان و تفهيم شدگان محدّثاند».
٧١٤/ ٤. على بن ابراهيم، از محمد بن عيسى، از يونس، از مردى، از محمد بن مسلم روايت كرده است كه گفت: محدَّث در نزد امام جعفر صادق عليه السلام مذكور شد، فرمود كه:
«محدَّث، آواز فرشته را مىشنود و شخص را نمىبيند». به آن حضرت عرض كردم كه: فداى تو گردم، چگونه مىداند كه آن سخن فرشته است؟ فرمود كه: «خدا او را آسايش و آرامى عطا مىفرمايد كه هيچ تشكيك و تزلزل با او نمىباشد تا آنكه مىداند كه آن سخن فرشته است».
٧١٥/ ٥. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد، از حسين بن سعيد، از حمّاد بن عيسى، از حسين بن مختار، از حارث بن مغيره، از حُمران بن اعيَن، روايت كرده است كه گفت: امام محمد باقر عليه السلام فرمود كه: «على عليه السلام، محدَّث بود». پس من بيرون آمدم و به ياران خويش گفتم كه قصه عجيبهاى را براى شما آوردهام. گفتند كه: آن قصه چه چيز است؟ گفتم كه: شنيدم از امام محمد باقر عليه السلام كه مىفرمود: «على عليه السلام، محدّث بود». گفتند كه: كار خوبى نكردى. چرا از
[١]. حج، ٥٢.