تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٧٨١
تفسير «لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى ما فاتَكُمْ»[١]، يعنى: [ «نرسيده و نخواهد رسيد هيچ بليّه در زمين و نه در نفسهاى شما، مگر آنكه در لوح محفوظ ثبت شده، پيش از آنكه نفسها يا آن مصيبت را بيافرينيم] تا اندوهگين نشويد و غم نخوريد بر آنچه از شما فوت شده». حضرت باقر عليه السلام فرمود كه: اين آيه، از جمله آن چيزهاست كه على عليه السلام به آن مخصوص گرديده (و مراد، اين است كه على عليه السلام مخاطب است به اين خطاب كه در باب فوت امامت ظاهرى و اظهار حق باطنى اندوه نخورد). «وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ»[٢]، يعنى: «شادمان مگرديد به آنچه داد شما را».
حضرت باقر عليه السلام فرمود كه: اين آيه نازل شد در شأن ابى فلان (يعنى ... و ياران او ...) يكى مقدّم است و يكى مؤخّر (اما مقدّم، خلافت على است كه پيش از فوت رسول تصريح به آن شد، و امّا مؤخّر، فتنه خلافت ... است كه بعد از وفات رسول برپا كردند و حضرت هر دو را بيان فرموده و مىفرمايد:) غم مخوريد بر آنچه شما را فوت شده از آنچه على عليه السلام به آن مخصوص بود، و شاد مشويد به آنچه به شما داده از آن فتنهاى كه بعد از رسول خدا شما را عارض شد.
پس الياس گفت كه: شهادت مىدهم به اينكه شما صاحبان حكمى هستيد كه اختلافى در آن نيست. بعد از آن، بر خاست و رفت و او را نديدم» (يعنى: از نظر غايب شد).
٦٤٦/ ٢. از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام روايت است كه فرمود: «در بين اينكه پدرم حضرت باقر عليه السلام نشسته بود و در نزد آن حضرت جماعتى بودند، ناگاه به خنده افتاد و چنان خنديد كه چشمهاى آن حضرت پر از اشك شد، بعد از آن فرمود كه: آيا مىدانيد كه چه چيز مرا به خنده آورده؟». امام صادق فرمود كه: «آن جماعت عرض كردند: نه، پدرم فرمود كه: ابن عبّاس گمان كرده بود كه از جمله كسانى است كه گفتند: پروردگار ما خداست، بعد از آن استقامت به هم رسانيدند.[٣] به او گفتم كه: اى پسر عباس، آيا فرشتگان را ديدهاى كه تو را خبر دهند به دوستى خويش با تو در دنيا و آخرت با ايمنى از ترس و اندوه؟ حضرت فرمود كه: ابن عباس گفت: به درستى كه خداى تبارك و تعالى مىفرمايد كه: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ»[٤]، يعنى:
«جز اين نيست كه مؤمنان برادرانند». و همه امت در اين حكم داخلاند. پس من خنديدم. چه، آيه بر مطلب دلالت نمىكند. بعد از آن، گفتم: راست گفتى كه مؤمنان برادرانند، يا در آنچه
[١]. حديد، ٢٣.
[٢]. همان.
[٣]. الَّذِينَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا( فصّلت، ٣٠).
[٤]. حجرات، ١٠.