تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٥١٣
پرهيز از فعل آن باشد؛ چون شرب خمر و لواط و زنا و غير آن، از محرمات و خواه پرهيز از ترك آن باشد؛ چون نماز و روزه و خمس و زكات و حج و غير آن، از واجبات). و فرموده است كه: «فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها»[١]؛ «پس الهام داد خدا نفس را نابكارى و بى باكى آن و پرهيزگارى و نيكوكارى و فرمانبردارى آن را».
حضرت فرمود: «يعنى بيان فرمود از براى نفس، آنچه را كه مىآورد و آنچه را كه وا مىگذارد» (يعنى آنچه بايد كه بياورد و واگذارد، او را اعلام فرموده، و راه خير و شر و طريق طاعت و معصيت را به او شناسانيده و او را در ميان اين دو راه مخير ساخته تا اگر خواهد اختيار خير كند، مستحق ثواب شود، يا اختيار شر كند، مستوجب عذاب و عقاب گردد). و فرموده كه: «إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبِيلَ إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً»[٢]، يعنى: «به درستى كه ما راه راست به آدمى نموديم (به بيان و ارشاد و انواع الطاف تا راه حق را از راه باطل بداند و صواب را از خطا و خير را از شر تميز دهد، به اعطاى سمع و بصر كه آلت ادراك آنها است. و اشاره است به هر دو قسم دليل از نقلى و عقلى)، در حالتى كه اين آدمى يا شكر كننده يا كافر است».
و حضرت فرمود كه: «آدمى را تعريف كرديم و خير و شر را به او شناسانيدم و آدمى، يا فراگيرنده و يا واگذارنده است». و حمزه مىگويد كه: آن حضرت را سؤال كردم از قول آن جناب «وَ أَمَّا ثَمُودُ فَهَدَيْناهُمْ فَاسْتَحَبُّوا الْعَمى عَلَى الْهُدى»[٣]، يعنى: «و اما قبيله ثمود- كه قوم صالحاند- پس راه راست را به ايشان نموديم و ايشان را هدايت فرموديم، پس ايشان نابينايى ضلالت كفر را بر هدايت و راه راست ايمان برگزيدند».
و حضرت فرمود كه: «يعنى ايشان را شناسا گردانيديم، پس كورى را بر هدايت برگزيدند و حال آنكه مىشناختند و مىدانستند».
در روايتى، به جاى عَرَّفناهم (كه ترجمه آن گذشت)، بَيَّنَّا لَهم، كه ترجمه آن اين است كه: «بيان و روشن كرديم از براى ايشان»، واقع شده (و به حسب اصل معنى، تفاوتى ندارند).
٤٢٢/ ٤. على بن ابراهيم، از محمد بن عيسى، از يونس بن عبدالرحمان، از ابن بُكير، از حمزة بن محمد، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه گفت: از آن حضرت سؤال كردم از قول خداى عزّوجلّ: «وَ هَدَيْناهُ النَّجْدَيْنِ»[٤]، يعنى: «و هدايت نموديم آدمى را به دو
[١]. شمس، ٨.
[٢]. دهر، ٢.
[٣]. فصّلت، ١٧.
[٤]. بلد، ١٠.