تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٣٨
عربى را گرتهبردارى كرده و همان را در فارسى آورده، به گونهاى كه ترجمه، تنها با مراجعه به متن عربى قابل فهم است. از اين رو، خود وى پس از ترجمه متن، و به ناگزير، با عنوان: «حاصل اينكه» اقدام به نتيجهگيرى نموده تا ابهام نوشته را برطرف سازد.
٦. مترجم، متن عربى بيشتر آيات را در ترجمه آورده و آنها را بر همان روش ترجمه احاديث، ترجمه كرده و گاهى هم براى آنها تفسير نوشته، و گاهى چندين قول تفسيرى را ذكر كرده، و يا از تفاسير ديگر نقل قول كرده، و گاهى هم براى پرهيز از تكرار، ترجمه آنها را به گذشته و يا آينده حواله داده است. گاهى هم تنها به ترجمه بسنده كرده، و گاهى تمامى بخشى از يك آيهاى را كه در روايتى مورد استشهاد بوده، براى تكميل مطالب آيه، با قيد «بقيه آيه» آورده و آن را ترجمه كرده است.
٧. نسخه الكافى كه در اختيار مترجم بوده، برخى از آيات ذكر شده در روايات آن، با آيات موجود در قرآن، متفاوت بوده، و از اين رو، گاهى وى به آن تصريح مىكند، و گاهى به دليل متفاوت بودن آيه ذكر شده در روايت با قرآن، پس از ذكر آيه روايت، آن را از قرآن نقل، و به ترجمه آن مبادرت كرده، و گاهى از آوردن آيات در ترجمه به دليل تفاوت داشتن با قرآن، خوددارى كرده است. براى نمونه در روايت ٥٢٧ كه بصراحت گفته است:
و تا از اينجا ترجمه آياتى است كه حضرت عليه السلام آنها را ذكر فرموده به طريق اقتباس و تضمين در كلام خويش، و چون فى الجمله تصرّفى در آيات شده بود، كه با ذكر آن، موهم اين بود كه آيه چنين باشد، و بدون آن درست نبود، لهذا حقير به ترجمه آن اكتفا نمود.
٨. نكته قابل توجه در اين ترجمه، اين است كه در تعدادى از روايات الكافى، متن گفتار معصوم با آيهاى از قرآن، به صورت اقتباسى، تأويلى و يا تفسيرى آورده شده، و از اين رو با متن قرآن تفاوت دارد. در چنين موارد، مترجم به صراحت در ترجمه، از اين كه كلام، اقتباس از آيه قرآن و يا خطاى راوى است، و يا تصريح به اين كه فلان فراز ذكر شده، در قرآن نيست، متن آيه را ذكر و به ترجمه آن اقدام كرده است. و در چندين جا هم مترجم، به رغم حساسيتش بر موضوع و تصريح به ناسازگارى آيه