تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٧٥٥
ذكر فرمود كه: اوّل حيوانى كه از حيوانات آن حضرت وفات كرد، عُفير بود در همان ساعت كه قبض روح رسول خدا شد، عُفير افسار خويش را پاره كرد و بيرون آمد و مىدويد تا بر سر چاه بنى خَطمَه كه در قباست، رسيد پس خود را در آن چاه انداخت و همان چاه قبر او گرديد».
و روايت شده است كه امير المؤمنين عليه السلام فرمود كه: «اين درازگوش، با رسول خدا صلى الله عليه و آله سخن گفت و عرض كرد كه: پدرم و مادرم فداى تو باد، به درستى كه پدرم حديث كرد مرا از پدرش، از جدّش، از پدرش كه با حضرت نوح در كشتى بود، پس نوح برخواست و به نزد او آمد و دست بر كَفَلش ماليد و فرمود كه: از صلب اين درازگوش، دراز گوشى بيرون آيد كه سيّد رسولان و پيغمبران و خاتم ايشان بر آن سوار شود. پس سپاس و ستايش خداى را كه مرا آن درازگوش گردانيد». باب در بيان آنكه داستان سلاح رسول خدا چون داستان ...
٣٩. باب در بيان آنكه داستان سلاح رسول خدا صلى الله عليه و آله چون داستان تابوت و صندوق است در ميانه بنىاسرائيل
٦٣٣/ ١. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از احمد بن محمد، از على بن حكم، از معاوية بن وهْب، از سعيد سمّان كه گفت: شنيدم از امام جعفر صادق عليه السلام كه مىفرمود: «جز اين نيست كه داستان سلاح رسول خدا صلى الله عليه و آله در ميان ما، چون داستان تابوت است در ميان بنىاسرائيل، و هر خاندانى كه از بنىاسرائيل كه چنان بودند كه آن تابوت بر در خانه ايشان يافت شد، پيغمبرى به ايشان عطا شد. پس هر كه از ما سلاح به او منتقل شد، امامت به او رسيد».
٦٣٤/ ٢. على بن ابراهيم، از پدرش، از ابن ابى عُمير، از محمد بن سُكين، از نوح بن دَرّاج، از عبداللَّه بن ابى يعفور روايت كرده است كه گفت: شنيدم از امام جعفر صادق عليه السلام كه مىفرمود كه: «جز اين نيست كه داستان سلاح در ميان ما، چون داستان تابوت است در ميان بنىاسرائيل، در هر جا كه آن تابوت مىگرديد، پادشاهى دور مىزد. پس در هر جا كه سلاح در ميان ما دور زند، علم و امامت دور زند».
٦٣٥/ ٣. محمد بن يحيى، از محمد بن حسين، از صفوان، از ابوالحسن حضرت امام رضا عليه السلام روايت كرده است كه آن حضرت فرمود كه: «امام محمد باقر عليه السلام مىفرمود كه: جز اين نيست كه داستان سلاح در ميان ما چون داستان تابوت است در ميان بنىاسرائيل، در هر جا