تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٥٦٧
محمد بن حسن، از سهل بن زياد، از محمد بن عيسى، مثل اين را روايت كرده است.
٤٦٦/ ٣. محمد بن يحيى، از آنكه او را ذكر كرده، از حسن بن موسى خشّاب، از جعفر بن محمد، از كرّام روايت كرده است كه گفت: امام جعفر صادق عليه السلام فرمود كه: «اگر مردم همه دو نفر باشند، كه يكى از اين دو نفر البته امام خواهد بود». و فرمود كه: «به تحقيق كه آخر كسى كه مىميرد، امام است تا آنكه كسى بر خداى عزّوجلّ حجت نتواند آورد، كه او را واگذاشته بى آنكه حجت خدا بر او تمام باشد».
٤٦٧/ ٤. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از احمد بن محمد برقى، از على بن اسماعيل، از ابن سِنان، از حمزة بن طيّار كه گفت: شنيدم از امام جعفر صادق عليه السلام كه مىفرمود:
«اگر در زمين باقى نماند مگر دو نفر، يكى از اين دو، حجت خواهد بود». يا فرمود كه: «دوم، حجت است». و شك از احمد بن محمد ناشى شده است.
٤٦٨/ ٥. احمد بن محمد، از محمد بن حسن، از نَهدى، از پدرش، از يونس بن يعقوب، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه گفت: شنيدم از آن حضرت كه مىفرمود: «اگر در زمين هيچكس نباشد مگر دو نفر، البته امام يكى از اين دو خواهد بود».
٧. باب در بيان معرفت و شناخت امام و وجوب رد كردن امر به سوى او
٤٦٩/ ١. حسين بن محمد، از مُعلّى بن محمد، از حسن بن على وشّاء روايت كرده است كه گفت: حديث كرد ما را محمد بن فُضيل، از ابوحمزه كه گفت: امام محمد باقر عليه السلام به من فرمود كه: «خدا را عبادت و بندگى نمىكند، مگر آن كس كه خدا را بشناسد. اما آن كس كه خدا را نمىشناسد، جز اين نيست كه عبادت مىكند همچنين كه مىبيند از مردم از روى ضلالت و گمراهى، يا در حالى كه گمراه است». عرض كردم كه: فداى تو گردم، پس شناخت خدا چه چيز است؟ حضرت فرمود كه: «تصديق كردن خداى عزّوجلّ و تصديق رسول او در آنچه آن جناب فرموده. و آن حضرت آورده، و موالات و دوستى با على، و اقتداى به آن حضرت در اعتقاد و گفتار و كردار، و به ائمه هدى عليهم السلام، و برائت و بيزارى به سوى خداى عزّوجلّ از دشمنان ايشان. و خداى عزّوجلّ همچنين شناخته مىشود».
٤٧٠/ ٢. حسين، از مُعلّى، از حسن بن على، از احمد بن عائذ، از پدرش، از ابن اذينه روايت كرده است كه گفت: حديث كردند ما را چندين نفر، از امام محمد باقر يا امام جعفر