تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٢٨٩
است و دو چيز را عبادت كرده و اين مستلزم شرك است و هر كه معنى را عبادت كند و نه اسم، اين عبادت، توحيد است و خدا را به يگانگى پرستيدن. اى هشام، آيا آنچه گفتم، فهميدى؟».
هشام گفت: عرض كردم كه: به من بيشتر بفرما. فرمود: «به درستى كه خدا را نود و نه اسم است. پس اگر اسم همان مسمى باشد، هر آينه هر اسمى از آنها خدايى خواهد بود، وليكن خدا معنى است كه دلالت مىشود بر او، به واسطه اين اسمها و همه اين اسمها غير اويند. اى هشام، نان، اسم است از براى آنچه آن را مىخورند و آب، اسم است از براى آنچه آن را مىنوشند و جامه، اسم است از براى آنچه آن را مىپوشند و آتش، اسم است از براى آنچه مىسوزاند. اى هشام، آيا فهميدى چنان فهميدنى كه به آن دفع كنى و مخاصمه نمايى با دشمنان ما و آنان كه غير خداى جلّ وعزّ را با او قرار مىدهند؟»
عرض كردم: بلى. حضرت فرمود كه: «اى هشام، خدا تو را نفع بخشد، و تو را ثابت و پا بر جاى دارد». هشام گفت: به خدا سوگند، بعد از آنكه از اين مجلس برخاستم، كسى در باب توحيد خدا، بر من غالب نشد.
٢٣٧/ ٣. على بن ابراهيم، از عباس بن معروف، از عبد الرحمان بن ابى نجران روايت كرده است كه گفت: به خدمات امام محمد باقر عليه السلام نوشتم، يا به آن حضرت عرض كردم كه:
خدا مرا فداى تو گرداند، ما رحمان و رحيم را كه احد و صمد است، عبادت مىكنيم؟ حضرت فرمود كه: «هر كه اسم را عبادت كند، نه آن را كه مسمى است به اين اسمها، مشرك و كافر است و جاحد و منكر، و چيزى را عبادت نكرده. بلكه عبادت كن خداى يكتاى يگانه را كه پناه محتاجان است و به اين اسمها مسمى شده است، نه آنكه اسمهاى او را عبادت كنى؛ زيرا اسمها صفاتى چنداند كه خدا خويش را به آنهاوصف فرموده است». باب در بيان كون و مكان
٦. باب در بيان كون و مكان (كه بودن و جاى بودن است)
٢٣٨/ ١. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد، از حسن بن محبوب، از ابو حمزه، روايت كرده است كه نافع بن ازرق از امام محمد باقر عليه السلام سؤال نمود و عرض كرد كه: مرا خبر ده از خدا كه در چه زمان بود؟ آن حضرت فرمود كه: «كى نبود تا تو را خبر دهم كه كى بود؟ پاك و منزّه است آنكه هميشه بوده و خواهد بود. تنها و پناه نيازمندان كه زن و فرزندى را فرا نگرفته».