تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٦٨٥
شماره ستارگان».
٥٤٦/ ٧. حسين بن محمد، از مُعلّى بن محمد، از محمد بن جمهور، از فَضالة بن ايّوب، از حسن بن زياد، از فُضيل بن يسار روايت كرده است كه گفت: امام محمد باقر عليه السلام فرمود كه:
«رَوح و راحت و رستگارى و اعانت، و بر آمدن حاجت، و زيادى و بركت، و كرامت و عزّت و حرمت و مغفرت، و عافيت و آسانى، و بشارت و خشنودى، و قرب و نصرت و تمكّن و اقتدار و اميدوارى، و محبّت از جانب خداى عزّوجلّ، از براى كسى است كه على عليه السلام را دوست دارد، و به آن حضرت اقتدا كند، و از دشمنان او بيزار باشد، و فضل او را مسلّم دارد، و اوصياى بعد از او را تصديق كند، و با ايشان در مقام تسليم باشد.
واجب است بر من كه ايشان را در شفاعت خود داخل گردانم، و بر پروردگار من- تبارك و تعالى- واجب و سزاوار است كه مرا در باب شفاعت، اجابت فرمايد؛ زيرا كه ايشان پيروان منند و هر كه مرا پيروى كند، از من است».
٢٠. باب در بيان اينكه اهل ذكر[١] كه خدا خلائق را امر فرموده به سؤال كردن از ايشان، ائمّه عليهم السلام اند (نه غير ايشان)
٥٤٧/ ١. حسين بن محمد، از مُعلّى بن محمد، از وشّاء، از عبداللَّه بن عَجْلان، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است در شرح قول خداى عزّوجلّ: «فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ»[٢]، يعنى: «پس بپرسيد از اهل ذكر اگر هستيد كه نمىدانيد»، كه آن حضرت فرمود كه:
«رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود كه: ذكر، منم و ائمّه عليهم السلام، اهل ذكرند». و در قول آن جناب عزّوجلّ: «وَ إِنَّهُ لَذِكْرٌ لَكَ وَ لِقَوْمِكَ وَ سَوْفَ تُسْئَلُونَ»[٣]، يعنى: «و به درستى كه آن وحى (يعنى قرآن) هر آينه شرف و عزّتى است تو را و قوم تو را كه گروه مخصوصى هستند و زود باشد كه پرسيده شويد». از حضرت امام محمد باقر عليه السلام سؤال كردم. فرمود كه: «ما قوم آن حضرتيم و ماييم سؤال شدگان» (كه پرسيده خواهيم شد).
٥٤٨/ ٢. حسين بن محمد، از مُعلّى بن محمد، از محمد بن اورَمَه، از على بن حسّان،
[١]. و ذكر، به كسر ذال و سكون كاف، ثنا است و شرف و آوازه، و ياد گرفتن و ياد آوردن. و محمد صلى الله عليه و آله و قرآن را نيز ذكر گويند و ائمّه هدى عليهم السلام، اهليت همه را دارند.( مترجم)
[٢]. نحل، ٤٣.
[٣]. زخرف، ٤٤.