تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٣٦٩
پرستش است). و اسم، غير مسمى است (چه اسم همان مركب از حروف است، چون زيد كه مركب است از زا و يا و دال و مسمى، آن شخص معين و مشخصى است كه اين اسم بر او دلالت مىكند). پس هر كه اسم خدا را عبادت كند، نه معنى [را]، كافر است، و چيزى را عبادت نكرده، و هر كه اسم و معنى را هر دو عبادت كند، كافر است و دو چيز را عبادت كرده و اين مستلزم شرك است و هر كه معنى را عبادت كند و نه اسم، اين عبادت، توحيد است و خدا را به يگانگى پرستيدن. اى هشام، آيا آنچه گفتم، فهميدى؟»
هشام گفت: عرض كردم كه: به من بيشتر بفرما. فرمود: «به درستى كه خدا را نود و نه اسم است. پس اگر اسم همان مسمى باشد، هر آينه هر اسمى از آنها خدايى خواهد بود، وليكن خدا معنى است كه دلالت مىشود بر او، به واسطه اين اسمها و همه اين اسمها غير اويند. اى هشام، نان، اسم است از براى آنچه آن را مىخورند و آب، اسم است از براى آنچه آن را مىنوشند و جامه، اسم است از براى آنچه آن را مىپوشند و آتش، اسم است از براى آنچه مىسوزاند.
اى هشام، آيا فهميدى چنان فهميدنى كه به آن دفع كنى و مخاصمه نمايى با دشمنان ما و آنان كه غير خداى جلّ وعزّ را با او قرار مىدهند؟». عرض كردم: بلى. حضرت فرمود كه: «اى هشام، خدا تو را نفع بخشد، و تو را ثابت و پا بر جاى دارد». هشام گفت: به خدا سوگند، بعد از آنكه از اين مجلس برخاستم، كسى در باب توحيد خدا، بر من غالب نشد.[١]
٣١٤/ ٣. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند از احمد بن محمد برقى، از قاسم بن يحيى، از جدش حسن بن راشد، از ابوالحسن حضرت موسى بن جعفر عليه السلام كه گفت: از آن حضرت از معنى اللَّه سؤال شد، فرمود كه: «يعنى مستولى شده بر آنچه دقيق و جليل باشد» (حاصل معنى آنكه بر همه چيز غلبه دارد).
٣١٥/ ٤. على بن محمد، از سهل بن زياد، از يعقوب بن يزيد، از عباس بن هلال روايت كرده است كه امام رضا عليه السلام را پرسيدم از معنى فرموده خداى عزّوجلّ «اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ»[٢] كه ترجمه ظاهر آن اين است كه: «خدا روشنى آسمانها و زمين است». حضرت
[١]. مترجم با عبارت« تا آخر آنچه در باب معبود گذشت، و چون محض تكرار بود لهذا ذكر نشد». اين حديث را ترجمه نكرده، كه عين ترجمه وى در اينجا آورده شد.
[٢]. نور، ٣٥.