تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٦٣٧
زمين ساكناند. و از جانب خدا جارى مىشود از براى آخر ايشان، مثل آنچه از براى اوّل ايشان جارى شده (كه هر حكمى از براى اوّل ايشان است، از براى آخر نيز مىباشد. و در آن، همه با هم برابرند). و هيچكس به اين مرتبه نمىرسد، مگر به يارى خداى تعالى.
و امير المؤمنين عليه السلام فرمود كه: منم قسمت كننده از جانب خدا ميان بهشت و دوزخ (كه كسى داخل آنها نمىشود، مگر بر اندازه قسمت من). و منم فاروق اكبر. و منم امام هر كه بعد از من است (كه امامت من منسوخ نمىشود و تا قيامت باقى است). و به امّت مىرسانم از جانب آنكه پيش از من بوده است (و ظاهر اين است كه مراد، رسول صلى الله عليه و آله باشد). و هيچكس بر من پيشى ندارد، مگر احمد صلى الله عليه و آله. و به درستى كه من و آن حضرت بر يك راهيم (مگر اينكه احمد را به نام مختص آن حضرت مىخوانند، چون رسول و نبى و مراد اين است كه فرق ميان من و محمد صلى الله عليه و آله، دو صفت پيغمبرى است كه آن حضرت به اين وصف متّصف مىشود و من آن را ندارم، و امّا در ساير صفات كماليّه فرقى نداريم).
و هر آينه شش چيز به من عطا شده است: يكى دانستن مرگها و بلاها و وصيّتها (كه تمام وصيّتها كه پيغمبران به اوصياى خويش كردند، مىدانم. و اين، مىتواند كه وصاياى دويم، شش چيز باشد كه تمام وصيتّهاى ايشان به آن حضرت عطا شده باشد. يا مراد، وصيّتهاى رسول صلى الله عليه و آله باشد و جمع آن، به اعتبار و تعدّد و كثرت متعلّقات آن باشد) و فصل خطاب. و ديگر آنكه، منم صاحب برگشتنها (كه چند نوبت به دنيا برخواهم گشت. يا صاحب حملهها در جنگ، يا فيروزىها و غلبهها كه بر دشمنان مكرر غالب شدهام، و نيز غالب خواهم شد. و در شرح اين كلام، غير از اين نيز گفتهاند وليكن اظهر معنى اوّل است). و دولت دول[١]. يعنى و منم صاحب دولت دولتها (و آن دولتى است كه از همه دولتها بالاتر است[٢]).
و به درستى كه منم صاحب عصا و ميسم، و منم آن دابّه و جنبنده كه با مردم سخن
[١]. بر وزن زُحل عطف است بر كرات.( مترجم)
[٢]. و دولت به فتح دال و به ضمّ آن، در نزد بعضى به يك معنى است. و ديگران گفتهاند كه به فتح دال، گردش زمانه است به يكى و اقبال و ظفر و غالب شدن يكى از دو گروه بر ديگرى در جنگ و اقبال. و به ضمّ آن، به بىنيازى و مالدارى است، و آنچه در ميان مردمان گردش دارد، چون عاريه كه هر روز نوبت كسى است. و بعضى گفتهاند كه اوّل، در ملك و پادشاهى استعمال مىشود و دويم، در مال.( مترجم)