تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٨٥١
آن جناب: «وَ ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا»».
٥٣. باب در بيان اينكه ائمّه عليهم السلام به كدام يك از اوصياى گذشتگان شباهت دارند، و حرمت قول به پيغمبرى در باب ايشان
٧٠٤/ ١. ابو على اشعرى، از محمد بن عبدالجبّار، از صفوان بن يحيى، از حُمران بن اعين، روايت كرده است كه گفت: به امام محمد باقر عليه السلام عرض كردم كه: مرتبه علما (يعنى:
ائمّه) چيست؟ فرمود كه: «ايشان مانند ذوالقرنين و صاحب سليمان و صاحب موسى عليهم السلام اند» (يعنى: اسكندر و آصف بن برخيا و يوشع بن نون. و بعضى گمان كردهاند كه مراد از اخير، خضر يا هرون است و اوّل اصحّ است؛ زيرا كه مقصود اثبات وصايت است و نفى نبوّت و خضر و هرون هر دو پيغمبر بودند).
٧٠٥/ ٢. على بن ابراهيم، از پدرش، از ابن ابى عمير، از حسين بن ابى العلاء، روايت كرده است كه گفت: حضرت امام جعفر صادق عليه السلام فرمود كه: «جز اين نيست كه وقوف بر ما (يعنى: مقيم شدن در درگاه ما) و رجوع به سوى ما در باب حلال و حرام است (و اين حصر، نسبى است، نسبت به پيغمبرى و لهذا بعد از اين مىفرمايد كه:) امّا پيغمبرى را ما نداريم».
٧٠٦/ ٣. محمد بن يحيى اشعرى، از احمد بن محمد، از برقى، از نضربن سُويد، از يحيى بن عمران حلبى، از ايّوب بن حرّ روايت كرده است كه گفت: شنيدم از امام جعفر صادق عليه السلام كه مىفرمود: «به درستى كه خداى عزّ ذكره پيغمبران را به پيغمبر شما ختم نمود. كه هيچ پيغمبرى هرگز بعد از آن حضرت نخواهد بود، و به كتاب شما (كه قرآن است) همه كتابها را ختم فرمود، كه هرگز كتابى بعد از آن نخواهد بود. و فرو فرستاد در آن بيان هر چيزى و كيفيّت آفريدن شما و آفريدن آسمانها و زمين و خبر آنچه پيش از شما بوده، و جدا ساختن حقّ از باطن، در آنچه در ميانه شما است و خبر آنچه بعد از شما خواهد بود، و امر بهشت و دوزخ و آنچه شما به سوى آن باز خواهيد گشت».
٧٠٧/ ٤. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از احمد بن محمد، از حسين بن سعيد، از حمّاد بن عيسى، از حسين بن مختار، از حارث بن مغيره كه گفت: امام محمد باقر عليه السلام فرمود كه: «على عليه السلام، محدّث بود». پس من عرض كردم كه: بگوييم كه پيغمبر بود؟ حارث مىگويد كه: حضرت دست خويش را همچنين حركت داد (يعنى: به آن اشاره فرمود كه: